وارستگی یعنی...

وارستگی یعنی...

نویسنده : h_ghasemi

وارستگی یعنی روییدن گیلاس در کویر، یعنی فرو رفتن هیزم در آتش، یعنی ترانه سینه سرخ در دام، یعنی پرواز ناباورانه یک دلفین در فراخنای افقیانوس. وارستگی یعنی پا نهادن بر حلقوم پاک اسماعیل، یعنی زخم و مرهم توامان. یعنی پریدن تا منتها الیه کالبدِ تفزده ابرها و یک شهر را به تماشای باران صدا زدن .

وارستگی، مسافری‌ست که قدم‌هایش را به جاده می‌سپارد، بی‌دغدغه‌ی ترس و توشه و تاول و تناوُل و تور و تندباد. وارستگی، زنی‌ست خیسِ شعر، زخمی، تنها، پا برهنه، پیراهن ‌دریده، هزار جاده دویده، هزار در بسته کوبیده، هزار ریسمان تابیده و بُریده، خاک‌آلوده، دو ستاره در چشم، صد ستاره بر دوش و آفتابی بر پیشانی. زنی به قدرت هرّا، به زیبایی آفرودیت، به شهامت آرتمیس، به خردمندی آتنا، به مهربانی دیمیتر؛ به آزادگی پرسفون ... زنی موّاج، پرشور، خسته و خستگی‌ناپذیر در پراکنش عشق، زنی شبیه شکوهِ انعطاف پنجره‌های شکسته برای عبور، عبور نور. زنی بی‌تبعیض که از سرانگشت‌هایش قانون عشق می‌چکد و در هر کوچه، ردی از جوانه برجا می‌گذارد پشت گام‌هایش .

وارستگی یعنی اشک که بی‌احتساب سرنوشتش، می‌چکد؛ بی‌محابا، پرشور، تسکین‌بخش، فانی ... و از یاد نرفتنی ...

وارستگی غمی‌ست که زخم‌دیده برای زخم‌زننده می‌خورد و فارغ از خویش، ریشه ریشه‌های هزار آواز دل را به فرشته‌ها می‌سپارد برای مرهم. وارستگی یعنی دعا به جای نفرین، به شرط عشق!

به شرط عشق، یعنی آنچنان سوخته باشی که از خاکسترهایت، تاریخ، درختِ ققنوس بزاید و موسی شده باشی در گذر از سیلاب، یونس شده باشی در گذر از ظلمت، یوسف شده باشی در گذر از زلیخا، مریم شده باشی در گذر از بدنامی، ساره شده باشی در گذر از هاجر، آسیه شده باشی در گذر از فرعون، ابراهیم شده باشی در گذر از بت‌خانه، زینب شده باشی در گذر از عبدالله، حسین شده باشی در گذر از فرزند، پرورده شده باشی در اندوه، روییده شده باشی در شادی ...

که جا مانده باشی، که جا گذاشته باشی، که جان گذاشته باشی .

وارستگی، مقدس‌ترین درد دنیاست. وارستگی یعنی بی‌قضاوت، بی‌سرزنش، بی‌تقلا خیره شدن؛ وارستگی یعنی قداست خروش و سکوت زلال عشق ،یعنی شکوه زلزله‌خیز مهربانی‌های فارغ از نیاز، فارغ از عناد، فارغ از خویش .

==============

پ.ن: با الهامی از سارا؛ زنی در جامه یک مسافر

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
چقد خوب بود این نوشته ، عالی بود ، خیلی چسبید بهم خیلی :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
خدا رو شکر :-)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام خانم قاسمی؛ مثل همیشه بود. پر از واژه های خوب و زیبا و ناب و پر احساس؛ فقط در خط اول، مکث کردم که واژه ابتکاری ست، و یا فاء، اضافه بر سازمان وارد شده: «افقیانوس» :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام بر شما بزرگوار. نظر لطف شماست. واژه افقیانوس ترکیب واژگانی افق و اقیانوس و ابداع خودم هستش که در یکی دیگه از مطالب قدیمیم هم استفاده کردم که لینکش اینهhttp://jeem.ir/pagetwo.php?print=3&type=10&id=18866 /// ممنون از دقت نظر و حضور ارزشمندتون :-)
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
عالی بووود....یعنی میخ کوب شدم با تک تک واژه ها....وارستگی یعنی دعا به جای نفرین، به شرط عشق!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون بشری جان. ممنون برای این انرژی صادقانه :-)
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام ودرودبرشما.خیلی خوب بود.سلامت باشید
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام بر شما. ممنونم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام خدایارتان
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
حرفی ندارم جز تحسین...و اینکه ای کاش قدری وارستگی بدست بیارم.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سپاس ... آسون نیست. // زنی که من ازش الهام گرفتم، یکی از خوبترینهاست و برای مزمزه ی طعم خوش وارستگی کافی بوده و هست تا دستم رو بزنم زیر چونه م و فرو برم توی هم‌حس شدن باهاش و نگاهش کنم ... و یادبگیرم ... // ولی حس بینظیریه ... خیلی بینظیر ... براتون آرزو دارمش. :)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
منم یه دونشو می شناسم :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
عالیه :)
چراغعلی
چراغعلی
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
ماشاا... استعداده كه این روزا داره شكوفا میشه اون اوایل سطح مطالب زیاد جالب نبود (البته غیر مطالب من!) ولی حالا همونایی هم كه ستاره دار نیستن واس خوشون پنج ستاره ان٬ بهتون پیشنهاد میدم هر روز یه زمانیو برای نوشتن بزارین و اصطلاح های نویی كه به ذهنتون میرسه یادداشت كنین منم یادداشت میكنم ولی یخورده زیاده نمیشه اینجا بزارمشون مال امشب 11 صفحه شده!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
ماشالله به اعتماد به نفس شما :))) // ممنون از پیشنهاد خوبتون. اصطلاحات من مثل ذهنم سیالن و به محض ظهور روی صفحه کاغذ لابلای متنهام جاری میشن. براشون زحمتی نمیکشم. خودشون هستن تمام و کمال. سپاس
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
بسیار عالی....
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
بسار سپاس :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
سلام ... خانم قاسمي يك سوال ؟ به نظر شما آيا اينگونه نوشته‌ها جايگاهي جز وب دارد يا خير ؟
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
سلام. هر نوشته ای که من رو به آگاهی برسونه و موجب کمال من بشه در قید و بند مکان نخواهد بود. همه جا قابلیت انتشار داره و مهمترین قابلیتش ، انتشار در قلب و روح انسانهای گوش به زنگ آگاهی هست. من درصدد هستم دستنوشته های اخیرم رو که این متن، هم جزیی از اونهاست بعنوان پله کان آگاهی که خودم بصورت وجودی بهش رسیدم، در یک کتاب دیگه منتشر کنم. سپاس :-)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
سلام ... خیلی ممنونم به جواب پاسخم نرسیدم ولی برای شما ارزوی موفقیت دارم
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
نوشته های شما بی نهایتن...در عین لذت بخشی آموزندن و در عین سادگی پر از آرایه و موزونن... ممنووووونم هدی جان🙏😘😘
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
بی نهایت تویی رهای عزیز... نظرلطفته :-) و خوشحالم که بهش پل زدی .... سپاس
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣