چقدر چیزی یا کسی را که دوست دارم، دوست دارم؟

چقدر چیزی یا کسی را که دوست دارم، دوست دارم؟

نویسنده : m-ghorbani

موضوع از این قرار است که چه‌قدر خانواده، دوستان، فیلم‌ها، یك هفته نامه‌ای و... را دوست داریم.

1. تا حالا دوستانی داشته‌ایم ولی چقدر نشان دادیم که دوست‌شان داریم؟ آیا ما محبتی در حق‌شان کرده‌ایم؟ چرا آن‌ها را دوست داریم؟ چقدر با احترام با آن‌ها صحبت کرده‌ایم؟ چقدر در سختی‌ها کمکشان کرده‌ایم؟

2. چقدر فیلم‌های مورد علاقه‌مان را دوست داریم؟ چقدر در حفظ آن‌ها تلاش کردیم؟

3. چقدر به خانواده خود کمک می‌کنیم؟

4. چقدر یك هفته نامه‌ای را دوست داریم؟ چقدر به کسانی که در تولید آن تلاش می‌کنند احترام گذاشتیم؟ چقدر بدون فکرکردن گفتیم، بد، بی‌مزه و... است؟

از این جمله موارد بسیار زیاد است. سوال‌هایی که به نظر من هر روز باید از خودمان بپرسیم که چرا اسم خود را گذاشته‌ایم دوست و...؟ خب پس بیاییم باهم یک قراری بذاریم.

1. اگر دوست‌مان لطفی کرد و به ما محبت کرد و ما متقابلا این کار را نکردیم، نگوییم دوستش هستیم، بلکه به معنای واقعی، دوست اسم کاذب ماست و داریم از محبت دوست‌مان سوء استفاده می‌کنیم.

2. اگر گلی رو دوست داریم، از آن مراقبت کنیم وگرنه ما آن گل را دوست نداریم!

3. اگر روزی یکی از اعضا خانواده ناراحت بود، حالا مثلا موضوع کاری؛ اگر گفتیم کار به ما ربطی ندارد، نگويیم یار خانواده در غم و شادی هستیم. 

4. در این مورد حتی اگر به کسی غیر من چنین چیزهایی بگويند، خیلی ناراحت می‌شوم و فکر می‌کنم به من می‌گويند، پس اگر به‌جای انتقاد از چیزی از چنین الفاظی استفاده کنیم، آن چیز یا کس را دوست نداریم

خب پس در نتیجه فکر کنید ببینید واقعا علاقه‌تان واقعی است؟ برای راحت‌تر فکر کردن خودتان را جای هر مورد بگذارید!

والسلام نامه تمام

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
kafshdozak
kafshdozak
٩١/٠٩/١٠
٢
١
من که واسه داشته ها ارزش قایلم ! اما تازه فهمیدم که فایده ای نداره تا واسه رفیق خودکشی کنی ! اینم بگم که رفیق تا رفیق ! رفقای ما نا رفیق بودن نه رفیق ! هی روزگااااااااااااار ............
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/٠٩/١١
٢
٠
انگار روزگار شما را هم خیلی خسته کرده.واقعا چه زمونه ای شده....اما خب دوست خوب هم هست ولی کم!
zendegitalabegi
zendegitalabegi
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
در هر موضوعی باید حد را نگه داشت حتی رفاقت
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
کاملا درسته!
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات