زندانی شماره 23

زندانی شماره 23

نویسنده : h - razavi

با قیدِ وثیقه آزاد شد 

دلم را می‌گویم 

حبس ابد برایش بریده‌اند 

یادم است سال‌ها پیش، قاضی پرونده‌ام را 

«سکوت... جلسه رسمی است 

زندانی شماره 23

به جرمِ عشق بازی 

تا ابد محکوم است»

حال 21 سال می‌گذرد 

قاضی دوباره روی میز می‌کوبد 

«سکوت... جلسه رسمی است 

زندانی شماره 23

با قید وثیقه، آزاد است»

در کوچه پس کوچه‌های دلت پرسه می‌زنم 

با قرار وثیقه آزادم اما 

تا ابد زندانی‌ام 

امسال ...

با دو بالِ پروازم آمده‌ام 

علی جان!

جرمم عاشقی ست 

به جرمِ عشق بازی با تو محکوم شده‌ام 

تا ابد محکوم به دوست داشتنت هستم 

مولای من!

عشق احساس زیبایی است 

من دوست دارم این احساسِ زیبا را 

من دوست دارم این اشک‌های خالصانه را 

من دوست دارم این رنگ پریدن‌های گاه و بی‌گاه را 

من دوست دارم زندانی بودن در هوایت را 

به قاضی پرونده‌ام بگو 

بر خلافِ تمام متهمان 

من وثیقه نمی‌خواهم 

من تا ابد محکومم 

محکوم به دوست داشتنت 

محکوم به تا ابد، با تو بودن 

علی جان!

در قیدِ تو بودن، عین آزادی ست 

این را آن حبس نکشیده‌ها نمی‌دانند 

نمی‌دانند زندانیِ تو بودن خود، رهایی است 

رهایم از هر چیز، غیر از تو 

من زندانی شماره 23 هستم 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
ماجرایی پشت این شعره عایا؟
h - razavi
h - razavi
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
چه جور ماجرایی منظورته؟
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
نمیدونم. شما بگین
h - razavi
h - razavi
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
والا ماجرای خاصی پشتش نیست. شب بیست و یکم ماه رمضون دلم یهویی این شعر رو گفت.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
عاهاااااا
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام:خالق یکتانگهدارتان باد
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
زیبا بود :)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
نازد به خودش خدا که حیدر دارد - دریای فضائلی مطهر دارد - همتای علی نخواهد آمد والله - صد بار اگر کعبه ترک بردارد .
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود:)))
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
علی علی...چقدر شکوه داره این اسم...عالی بود
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
خیلی هم عالی...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
سلام ... خط دوم « دلم را می‌گویم » خيلي زود موضوع را لو داد
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
امگ...·o_O:-)خیلی قشنگه
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات