گاهی به آهو نگاه کن

گاهی به آهو نگاه کن

نویسنده : h - razavi

گاهی با خودم فکر می‌کنم

کاش آهویی بودم

و در چنگال صیادی می‌افتادم

و تو هم چون قهرمان افسانه‌ای فیلم‌های هالیوودی

مرا از چنگال صیاد نجات می‌دادی

کاش آهویی بودم

در چنگال صیادی بی صید

که سال‌هاست منتظر شکار است

اصلا نه

کاش صیاد بودم و تو ضمانت آهو را می‌کردی

اینگونه می‌توانستم ببینمت

خوب ببینمت

و صدای گرمت گوش‌هایم را نوازش کند

و چشمان پر از عطوفتت به چشمانم نگاه کند

و آن گاه است که تراژدی این زندگی غم بار

بار دیگری نوشته می‌شود

مولای من

می‌خواهم این بار آهویی شوم در چنگال صیاد

دلم نجات دهنده‌ای چون تو می‌خواهد

کبوتران حرمت مهمان دلم بودند

و من میزبانی بودم

که فقط چشم انتظار یک مهمان بود

و سال‌هاست چشم‌هایم خیره به در مانده

واسطه نمی‌خواهم

چشم در برابر چشم

دلم آغوش گرمی چون تو می‌خواهد

کاش آهویی بودم

در چنگال صیادی بی صید

و توجهت شامل حالم می‌شد

دنیا به بهای داشتن تو

ارزانی صیادان

آقا جان

ضمانت تو مرا بس

به اندازه چشم بر هم زدنی نگاهم کن

همین برایم کافیست

بخدا همین کافیست

...

من آهویی هستم

که در این دشت وسیع

همچنان چشم انتظار خواهد ماند

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
دل نوشته ی زیبایی بود .ممنون .عید شما هم مبارک :)
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
زیبابود:)....لذت بردم.....:).....ولادت امامرضا(ع)مبارک
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
چو مجنون رو کنم سوی بیابان - بخوانم دوست را با چشم گریان - شوم بیگانه از مردم چو آهو - شود تا ضامنم شاه خراسان .
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
فقط آهو که ضامن نمیخواهد ... ضامنم می شوی ؟!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤