لطفا مواظب سرتان باشید!

لطفا مواظب سرتان باشید!

نویسنده : m_esfahani

اگر می‌خواهید جنس بنجُل‌تان را در بازار آشفته بیندازید به خلق‌الله و یا اسباب بازیِ بازیافتی را به بهترین شکل کادو کرده و به عنوان هدیه تولد به بچه برادرتان هدیه بدهید و یا حتی کبابِ معمولی‌ای را که رضا کبابی محله‌تان هم می‌تواند به خورد مشتری‌اش بدهد، در بهترین رستوران به فروش برسانید، کافی‌ست یک بر چسبِ «ویژه» و یا «مخصوص»ی به آن‌ها بچسبانید و خیلی راحت بیندازید و هدیه بدهید و بخورانید.

نشسته بودم در مینی‌بوسی که همین برچسب «ویژه» را با خود به یدک می‌کشید. در یکی از خط‌های منتهی به مرکز شهر و اطراف را دید می‌زدم تا بلکه نکته ویژه‌ای دریافت کنم و این 500 تومان اضافه نسبت به مینی‌بوس‌های معمولی را با جان و دل تقدیم راننده کنم.

مردم اما آگاهی‌شان به مراتب بالاتر رفته و فریبِ ویژه و مخصوص و فروش استثنایی و این حرف‌ها را دیگر نمی‌خورند. با این‌که در این مسیر تعداد مسافر بالاست و هر دو دقیقه یک مینی‌بوس حرکت می‌کند، تا یکی از این مینی‌بوس‌های به اصطلاح ویژه سر می‌رسد، 10 دقیقه‌ای طول می‌کشد تا پر شود. کسی اگر کار واجبی داشته باشد و دیرش شده باشد و یا از وقت کلاسش گذشته باشد، شاید سریع جایی برای خودش پیدا کند؛ عموماً اما با وجود صندلی‌های خالی، تعدادی هنوز در جایگاه، اطراف و اکناف را نگاه می‌کنند که یعنی حاضر نیستیم 500 تومان اضافی را متقبل شویم برای ویژه‌ای که ویژه نیست!

قریچ، قروچ مینی‌بوس‌های معمولی را در هنگام عبور از ساندویچ‌ها (موانع) که داشت، صندلی‌هایش هم بسان صندلی‌های اتوبوس واحد سفت و محکم، در کنار صدای لرزش شیشه‌ها چه حس خوبی به آدم می‌داد. حتی راننده‌اش هم مانند راننده‌های مینی‌بوس‌‌های معمولی، 50 متر مانده به پلیس راه، کمربند ایمنی را روی سینه‌اش ‌می‌انداخت (می‌انداخت، نه این‌که ببندد!) و به محض عبور از پلیس محترم، آن را به جای اولش باز‌ می‌گرداند. تنها نکته‌ای که به گمانم ویژه‌اش کرده بود، سقف بلندش بود که اگر قصد ته‌نشینی و صندلی‌های آخِر را داشتی، لازم نبود تا زانو خم شوی؛ یک ساعت کامپیوتری هم در جلو مینی‌بوس، داغ دلت را تازه می‌کرد. لطف بزرگی هم که کرده بودند این بود که با خطی خوانا، آن جلو نوشته بودند: «مسافرین عزیز! به هنگام پیاده شدن مواظب سر خود باشید.» که این را هم یادداشت کناری‌اش که نوشته بود: «کرایه 2000 تومان» خنثی می‌کرد. چه چیزی این مینی‌بوس را ویژه کرده بود، الله اعلم!

راستی، 20 تا 500 تومان چقدر می‌شود؟

10000 تومان اضافه بر سازمان برای یک ویژه الکی پولکی!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
اگه رک بگن دوس دارم بیشتر پول بگیرم، محترمانه تره. یا توی این پاساژا یه اتیکت رو جنسا میزنن بالاش یه قیمت فضایی نوشتن و روش خط کشیدن، بعد زیرش یه خورده قیمتو کمتر زدن که مثلا داریم تخفیف میدیم! مثل همیشه خواندنی و بامحتوا.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
باریکلا! کلا شده دروغ و کلک، فرمایشتون همین بود دیگه؟ ببخشید بابت تأخیرم :-)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
آری، بی اعتبارشدن صداقت و...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
سلام دوست عزیزم:خدابه همه انصاف عطافرماید.شادکام باشید
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
سلام علیکم استاد عزیز؛ آمین، آمین! سلامت باشید آقا
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
بابت تأخیرم ببخشید.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
سلام دوست عزیزم جناب میرزا:متشکرم.شماجواب هم نفرمائیددوستتان دارم.زنده باشید
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
فدای شما...
چراغعلی
چراغعلی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
من که هنوز ندیدم همچین چیزیو، تو مشهد؟
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
طعنه بود یا واقعیته؟... فکر کنم طعنه بود. ممنون آقا و اینکه ببخشید بابت تأخیرم :-)
چراغعلی
چراغعلی
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
واقعیته
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
تا بوده همین بوده ...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
بله، چه میشه کرد؟ ممنونم و عذر تقصیر بابت تأخیر :-)
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
کاش طرف های ِ مقابلمان را آدم وانسان فرض کنیم تا الکی برچسبِ ویژه به هرچیزی نچسبانیم تازه جنابِ میرزا بعضی از انسان ها هم فقط برچسبِ ویژه دارند و خود ویژه نیستند ....موافقید ایا ؟:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
باریکلا! دقیقا همینطوره، وقتی چنین چیزی می بینم، همین احساس رو دارم. فکر می کنم ما رو هیچ حساب نکردند که این هم دوز و کلک به خوردمون میدن/ بله فکر می کنم این نوشته ها مصداق زیاد دازه. ممنونم بانو و اینکه ببخشید برای تأخیرم در جواب :-)
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
:) خواهش میکنم این چه حرفیه :)
PDrAM
PDrAM
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
سلا م و درود بر جناب میرزای عزیز...ان شاالله روزی برسه که وجدان انسانها بیدار بشه خدا را بینا به اعمالشان بدانند. :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
علیکم السلام پدرام عزیز و دوست داشتنی؛ انشالا، انشالا! ممنونم دوست عزیزم، ببخشید که خیلی دیر جواب دادم :-)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
انصافـــــــــــــــــــــــــ است گمشده و حلال مشکلات ما! کجا رفته آقا؟! میرزای عزیز خواندنی بود مثل همشه. یا حق.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
دقیقا صالح جان؛ روز به روز هم کم رنگ و کم رنگ تر! آقا دعا کنید صاحبش بیاد، همه چیز درست میشه. ممنونم دوست دوست داشتنی ام و منو ببخش اگه دیر پاسختون رو دادم :-)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
بعضی ها خاص اند نقاب نمی خواهند ، برچسب نمی زنند، نگاهشان نکنی هم معلوم است.همه مان می دانیم،خوب می شناسیمشان.خاص اند دیگر.همان هایی که نگاهشان،کلامشان،ذهنشان خلاصه وجودشان توفیر دارد ولی باز کنارت چهار زانو می زنند و هم سفره ات می شوند،هم لهجه ات می شوند و ابایی ندارند،هم راهت می پوشند و راه می روند آدم هایی که غریبه نیستند ولی خاص ند چون خاص بودنشان اتیکت نیست.خاص بودن در خونشان مانده...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
کامنت های شما هم خاص هستند و خواندنی و پر محتوا. ازتون ممنونم و معذرت می خوام که خیلی دیر جوابگو بودم :-)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
میرزا ویژه دوست داریم!!! و دیگر هیچ...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
ممد دادا منم ویژۀ واقعی دوست دارم، همین. :-)
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
بنده شخصا بخاطر تجربه ی بالایی که در اتوبوس و مینی بوس نشینی دارم قادرم از دور و بدون هیچ نوشته ای ویژه بودن یا نبودن خودروی منظور رو تشخیص بدم؛ واین بود از کرامت شیخ هادی قنبری طرقبگی...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
اگه این خصلت در شما وجود داره، روزی صدهزار مرتبه خدا را شاکر باشید آقا. کامنت های پر محتوایی هم میذراید آقای قنبری... فعالیت مستدام و ببخشید که دیر پاسخ دادم :-)
راتا
راتا
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
خخخخخخ.......مطلب ویژه ای هم بود:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
خوش اومدین بانو، ویژه نگریستید. عذر می خوام که دیر اومدم :-)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
سلام,اون بر چسب ویژه رو برا خود شون زدن به عبارتی از نظر سازمان اتوبوس رانی ویژه ان که میتونن پونصد تومن بیشتر بابت هر مسافر دشت کنن نهوگرنه برای مسافر همه یکی ان!!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
علیکم السلام جناب سروان؛ خیلی خیلی عذر می خوام که دیر جواب محبتت رو دادم، ببخشید :-)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
اختیار داری آمیرزا ،نفرمایید دادا :)
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات