با بزرگان / این قسمت: مصاحبه با دکتر علی اکبر صالحی

با بزرگان / این قسمت: مصاحبه با دکتر علی اکبر صالحی

نویسنده : چراغعلی

همانطور که قول داده بودیم در این قسمت سراغ  «دکتر علی اکبر صالحی» عضو ارشد مذاکرات هسته‌ای رفته‌ایم تا در مورد ابعاد فنی مذاکرات با ایشان مصاحبه‌ای داشته باشیم که در ادامه می‌خوانیم؛

- سلام آقای صالحی نظرتون درباره توافق و برجام چیه؟

- ضمن عرض سلام و مخالفت، بنده همه حرفاتونو تکذیب می‌کنم!

- ولی ما که هنوز چیزی نپرسیدیم!

- خب میدونم چی میخواین بپرسین! ولی اشکال نداره بپرسین من جواب میدم.

- میشه توضیح بدین اصلا چرا برجام؟

- بله خیلی سوال خوب و به جایی بود و جز این انتظار نمی‌رفت؛ ببینین این حاصل تلاش و زحمات شبانه روزی چند تیم کارشناسی ماست و از بین چندین گزینه که الحق و الانصاف اسامی با مسمایی هم بودن انتخاب شد؛ اگه بخوام یه نمونه رو بگم «برجیم» بود که یکم به شما هم مربوط می‌شد، ولی برای اسم کاملش یکم مشکل داشتیم چون می‌شد: «برنامه جامع یه معتاد»!

- نظرتون در رابطه با این‌که آمریکایی‌ها گفتن: «قلب راکتور اراک باید سیمان گرفته شود» چیه؟

- حالا همچین قلبی هم نبوده الکی شلوغش می‌کنین! ته تهش می‌شه رو آپاندیس حساب کرد و از اونجایی که حتما می‌دونین آپاندیس هم که کلا یه چیز اضافیه یعنی از اول هم لازم نبوده.

- اصلا منظورتون از آب سنگین دقیقا چیه؟

- باز هم از سوال فنی و خوبتون تشکر میکنم، منظور از آب سنگین شیرهای پرچربی بود که توی بازار بود و معده مردم کلا توی هضمش مشکل داشت و دولت‌های 1+5 هم با اون مخالف بودن؛ ولی با سیاستی که دولت اتخاذ کرد و با گرون شدن لبنیات خود به خود کلا پای لبنیات از سفره مردم قطع شد و نگرانی 1+5 هم از این موضوع رفع شد.

- عاقبت سانتریفیوژها چی میشه؟ همشونو قراره غیر فعال کنین؟

- همون طور که توی توافق نامه هم اومده ما موفق شدیم مجوز چند دستگاهشو داشته باشیم که از همین جا قول میدم مردم می‌تونن اونا رو از ماه بعد توی اکثر آبمیوه فروشی‌ها مشاهده کنن و از آپشن‌های جدیدش هم استفاده کنن مثل: آب هویج اورانیوم، شیر موز پلوتونیوم و فالوده بستنی با مغز پسته هسته‌ای (البته میزان پسته نباید از 20% بیشتر باشه)

- راستی چرا تحریم‌ها رو بر نمی‌دارن مگه اقدام مشترک نیست؟

- این هم یکی دیگه از کژتابی‌های توافق بود که الان براتون توضیح می‌دم ابتدا قراره ما به تمام تعهداتمون عمل کنیم در عوض اون‌ها قول دادن پسرای گلی باشن این هم از اقدام مشترک اصلا مگه از این بالاتر هم داریم؟! چه توقع‌ها دارن مردم!!

- خیلی ممنون از اینکه وقتتونو در اختیار ما گذاشتین اگه در آخر هم حرفی دارین بفرمایین.

- حرف خاصی که نه ولی من از این‌جا از مردم‌مون که این‌قدر فهمیده اند تشکر می‌کنم همچنین از شما و از تمام کسانی که به طور جدی اخبار مذاکراتو دنبال می‌کردن و از همین‌جا بهشون قول می‌دم که ما اورانیومو میاریم تو سفره تون.

در قسمت بعدی «با بزرگان» سراغ یکی از شرکت‌های بزرگ خودرو سازی خواهیم رفت باشد که کیفیت محصولاتش افزون شود...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
سانتریفیوژ برا آبمیوه فروشیا؟ بنازم به این دستاورد! حالا کی بریزیم بیرون جشن بگیریم؟؟
چراغعلی
چراغعلی
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
با این وضع بهتره بریزیم توی خودمون تا بریزیم بیرون!
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
خب بریزیم تو خودمون متهم میشیم به دلواپس و خیلی چیزای دیگه!
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
به به پس قراره فالوده ی بستنی با مغز پسته ی هسته ای به بازار بیاد!خب خداروشکر این بحث هسته ای هم به نتیجه رسید ببالاخره مردم که نمیتونستند اب هویج رو بدون اورانیوم بخورند میتونستند؟؟؟خیلی ممنون از مطلبتون
چراغعلی
چراغعلی
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
خوشحالم یکی از معضلات اجتماعی و روز جامعه هم حل شد...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
سلام ... نه نه نه
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
سلام . برای کمتر نوشته از کلمه ی فوق العاده استفاده می کنم . اما میگم فوق العاده بود.
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
برو اورانیومتو بنوش، اورانیومتو بنوش.. آفرین
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨