ای دست بسته، مولای تو بی‌دست بود!‌

ای دست بسته، مولای تو بی‌دست بود!‌

نویسنده : محمد عبداللهی

بسم رب الشهدا

باید وضو بگیرم و قلمم را طهارت بدهم. می‌خواهم از تو بنویسم. از غواص خط شکن. از خودم می‌پرسم می‌دانی غواص یعنی چه؟! می‌دانی خط شکن یعنی چه؟ یعنی رفتنت بازگشتی نخواهد داشت. یعنی این بار که می‌روی قرار است دست بسته پیدا شوی، بعد از سی و اندی سال. با دوستانت در یک گور دسته جمعی. باید این‌جای نوشته را خط بزنم. گور دسته جمعی نه، محفلی با دوستان آسمانی. حلقه‌ای دور خدا. خنده با ملائک. دست در دست خدا.

شهید غواص با دست بسته‌ات گره از کار من بگشا...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
:(
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
ممنون که سر زدید.
ReSa
ReSa
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
امروزه مراسم تشییع توی مشهد؟چه ساعتی و کجا؟
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
من سرچ کردم توی اینترنت اما چیزی ندیدم . از دوستان مشهدی جویا بشید.
tanin
tanin
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
دعا میکنه بچه های شما با دستای بسته به میدون نرن...:(((
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
خیلی ظریف و تاثیر گذار بود. نفرین به جنگ، سلام به صلح...
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
انشاالله همه ی ما ادامه دهنده ی راه این عزیزان باشیم .
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
ان شا الله. و چه سخته ادامه دادن چنین راهی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
سلام ... دل می‌رود ز دستم، صاحب دلان، خدا را! دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی نشستگانیم، ای باد شُرطه، برخیز! باشد که بازبینیم دیدار آشنا را
ده روزه مهر گردون، افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
در حلقه گل و مل، خوش خواند دوش بلبل هاتَ الصبوح هبوا، یا ایها السکارا!
ای صاحب کرامت! شکرانه سلامت روزی تفقدی کن، درویش بی‌نوا را
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است: «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را
آن تلخ‌وَش که صوفی اُم الخبائِثَش خواند اشهی لَنا و احلی، مِن قُبلة العُذارا
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی کاین کیمیای هستی، قارون کند گدا را
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
آیینه سکندر جام می است بنگر تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
ترکان پارسی‌گو بخشندگان عمرند ساقی بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود مپوشید این خرقه می‌آلود ای شیخ پاکدامن، معذور دار ما را
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
سلام. ممنون از این غزلی که نوشتید. هر خطش انسان رو پرواز میده.
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
گور دسته جمعی نه، محفلی با دوستان آسمانی. حلقه‌ای دور خدا. خنده با ملائک. دست در دست خدا..... زیبا نوشتین...کاش بتونیم امانت دار خوبی باشیم که هرچی ماالان داریم وامدار از خود گذشتگی های این عزیزانه ... مرسی از شما...قلمتون مستدآم ...
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
متشکرم. ان شا الله دعاتون در مورد همه ی مستجاب باشه.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
مجمدجان! در این زمینه هم گل کاشتی. حرف طیاده ولی چیزی نمی تونم بگم...
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
قربان شما. سکوت شما هم پر از حرفه.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
نه، انصافا قشنگ بود :)
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
دلم گرفت
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
سلام. ایشالا همیشه سر خوش و سر زنده باشی. باید یه فکری به حال خودمون بکنیم
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤