خیابان‌ها نمی‌دانند چقدر پیشت دلم گیر است / شعر
شعری سروده خودم

خیابان‌ها نمی‌دانند چقدر پیشت دلم گیر است / شعر

نویسنده : zahra_hosseini

خیابان‌ها نمی‌دانند چقدر پیشت دلم گیر است

تمام خانه بعد از تو برایم سخت دلگیر است

در و دیوار این خانه برایم قصه می‌گویند

از آن شب‌های تلخی که برای روشنی دیر است

شبی ساکت، شبی خاموش، شبی بی انتها غمگین

سکوتت جار می‌زد که؛ دلت از بودنم سیر است

تحمل کن کمی بغض و عذاب و رنج تکراری

خیالت تخت دلم دیگر برای عاشقی پیر است

تو رفتی و تمام شهر برای کاوشی دیگر

از اسرار مگویمان دوباره گرم پیگیر است

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام، قلمتون پر جوهر باد...عالی نوشتید...در مقام خواننده : حیف این شعر که مصراع آخرش کمی تو ذوق میزد...منظور از«اسرار مگویمان» همون «اسرار ناگفتنی» بود؟
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
اوهوم نمیدونستم چه کلمه ای دیگه جایگزین کنم که بهش بخوره.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
عالی بودش خانم حسینی، لذت بردم :)
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون میرزا...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام عالی بود.قلمتان ماندگار.مصرع سوم ازآخراگر میم را ازدلم حذف کنیدشعرروانترخوانده میشود:خیالت تخت دل دیگر٬برای عاشقی پیراست.زنده باشید
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام بله درسته ممنونم!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام:متشکرم ازشما.ببخشیدکه دخالت کردم.
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
خواهش میکنم اتفاقا خوشحالم نقد بشم.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام موفق وسلامت باشید
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
دلم گیر است و دلگیرم/از این دنیای عاشق کش/نمی دانم چرا حکم تمام عاشقان تیر است!مرسی محشر بود
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
تشکر...
faezeh76
faezeh76
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
زیبا بود..موفق باشید...
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
ممنونم
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
واقعا پر معنی و زیبا بود....
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
واقعن ممنون آقاهومن!
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
لایک داشت:-))
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
مرسی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
غمناک ولی زیبا‎:)‎
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
تشکر
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
چ قشنگ دلم برای عاشفی پیر است این شاه بیتشه عالی
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
ممنون
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
خود شعر به خودی خود خیلی خوب بود ولی گاهی اوقات آدم نمیدونه اونی که می خواد بگه رو چجوری بگه که تو شعر بگنجه ، الان شما هم درگیر همین شدین :)) بعضی جاهاشعرتون عین خمیر پیتزا کش میاد بعد می خوای بری مصرع بعدی یه سکوت زیادی می خواد که هماهنگ بشه ولی باز بعدی کش نمیاد ... حرفم اینه که شعر خودش خیلی زیباست و واقعا دمتون گرم ولی موزون نیست :)) اوووفففف چه سخت شد خخخخ ... ایشالا شعرای بهترتر بعدی :))
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
ایشالا
na3er
na3er
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
تحمل کن کمی بغض و عذاب و رنج تکراری خیالت تخت دلم دیگر برای عاشقی پیر است عالی بود خانوم حسینی
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
ممنون آقاناصر
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات