قصه تلخ؛ سخت و تکراری ست / شعر

قصه تلخ؛ سخت و تکراری ست / شعر

نویسنده : A_paridokht

قصه ای را که نقل خواهم کرد

قصه‌ای تلخ و سخت، تکراری است

قصه‌ای با وجود تکرارش، گویی از یادها رفته

در این دادگاه بی وجدان، محکوم فراموشی است

با وجود آن، من علم بر دوش

من به سان ناخدا در کشتی زخمی

در این امواج بی رحمی و گرداب فراموشی

قصد دارم تا پنبه ها از گوش این مردم

مردم خوابیده در رویای ندیدن ها، بردارم

به امیدی که امدادی به این لشکر، به این کشتی، به این قصه

 از این مردم، مردم مشغول در هر روزهای شهر می‌آید

من به امیدی که گفتم می‌کنم این قصه را آغاز

خوب یادم نیست روزش را

لیکن انگار آسمان بغض عجیبی در گلویش داشت

آفتاب از شرم رویش سرخ

صورتش پنهان میان ابرهای شهر

گرد هم بودیم در مهمانی ماه خدا

بر سفره ی جمعی که میخوانم (فراموشان این دنیا)

همه خوشحال از بودن کنار هم

من اما نگاهم خشک آدم های دور افتاده از خانه

به آن پیرزن تنهای روی کرسی چرخان

به آن نوزاد یک ماهه

به احسان آن پسر بچه که از دنیای تخت خویش آن سو تر نمی‌آمد

ولی هرشب، با رویای توپ و تور دروازه سحر می کرد و

زهرا دختر باهوش و نقاشی که دستان مرا محکم گرفته بود و من

وقتی به او گفتم

که بابایم دم در منتظر مانده

جوابی داد تا دستم بلرزد،

ترس تنهایی چشمانش برای لحظه‌ای هم خانه چشمان من باشد

با صدایی که فقط من بشنوم آن را:

می شود نداشته باشی بابا ؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
pari_n
pari_n
٩٤/٠٦/١٤
٠
٠
جالب بود
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
ممنون از نگاه سبزتون
راتا
راتا
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
فوق العاده بودپایانش.....:)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
نگاهت فوق العاده اس.
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
خیلی زیبا بود و در عین حال تلخ . لذت بردم .ممنون از شما .
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
ممنون از کلیک رنجت عزیزم
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
شعر نو روون و جذابی بود. پایان بندی خوبی هم داشت|؛ ممنون
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
ممنون از نگاه شما.امیدوارم جریان نگاهامون و سمتشون بکشونه
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
پایان خوبی داشت؛ آواخر شعر نسبت به اوایلش روون تر بود؛ مفهومی که ابتدای شعر بود نسبت به دید مردم خوب بود..
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
:(
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
سلام ودرودبرشما:براتون آرزوی موفقیت بیشتروسلامتی دارم.
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
لطف کردین استاد ممنون از توجه مستدامتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
سلام زنده باشید
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
هست ولی تلخ
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
این اتفاق واقعی بود که برای من در بازدید از آسایشگاه فیاض بخش افتاد و من اون رو به شعر در آوردم.امیدوارم به انازه نیم نگاهی چشم هامون رو به روی حقایق تلخ باز کنیم.
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
:) عالی بود:)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
ممنون لطف کردین
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٦/١٥
٠
٠
پایان تاثیر گذاری داشت.
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
امیدوارم ...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
نوشته های شما در هر قالب باشه من خوانندش هستم، این شعرتون هم از نظر منی که از شعر سررشته ای ندارم، عالی بود و لذت بردم :-)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
ممنون استاد از نگاه مستدامتون.امیدوارم شایسته همراهی شما باشم
سلما
سلما
٩٤/٠٦/١٧
٠
٠
یک واقعیت تلخ ...:(
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥