شب چمدانش را می‌بندد!

شب چمدانش را می‌بندد!

نویسنده : A_paridokht

با هوای تو شب هم

چمدان‌هایش را پیش‌تر می‌بندد

از هوای نفست می‌ترسد

قلب زنگاری او می‌گیرد

رهسپار غم نفرین شده کنج دل رانده شده

کفش‌های خود را جا به جا می‌پوشد

و عجب می‌پوسد بند بند بت سنگین جامه

من به او می‌خندم

چون نمی‌دانستم

برف این هد هد شیرین سخنت چه به او آورده

دیو را خانه زیبای عروسان جا نیست

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
چقدر خوب و لذت بخش بود، ممنون بابت این فرصت :)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون از نگاهتون استاد
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
جمله آخر محشر بود‎:)‎
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون از نگاه سبزت بانو
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
عالی بود ممنون .
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
خواهش می شه عزیزم ممنون از کلیک رنجه شما
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
خیلی قشنگ ، پر واژه باشی شاعر بانو :)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
پیمانه نگاهتون لبریز بانو
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
شکرا...:) شاید جایی همین نزدیکی سکوت لانه گزیده از نخوت این زمانه!
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
شاید این سکوت خفته در حنجره به بیداری یک پنجره فریاد شود،شاید!ممنون از کلیک رنجتون
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
:)))))))))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام:زنده وسعادتمندباشید.
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
پیروز باشید استاد
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام سلامت باشید
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
پیمانه ذوقتان لبریز
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
شیک و مفهومی...ایشالا ک قلمتون بیش از پیش بچرخه
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
ممنون از لطفتون منون از پیمانه سبز نگاهتون
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
بسیار عالی...
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
ممنون عزیزم
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
چ ماهرانه :)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
ممنون از کلیک رنجت عزیز
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات