همنوا با شوریدگی خیام
سروده خودم

همنوا با شوریدگی خیام

نویسنده : ali_bahar524

فصل متبسمی ست تابستان

دمی رقص شناور قاصدک‌ها را

 به زمزمه نسیم بسپار

به همنوایی دل

لرزش تار

شاید در جشن کولی‌های مکدر هم شادی بروید

حیف است به غم‌های دیرین

 رنگ عادت بزنیم

چون خیال زنی غمگین

در خزان تنهایی عمر

امروز را به تفاعلی خوش یمن بشارت ده

که طالع بد به صدر سینه مظلوم دوام ندارد

دنیا همان بهتر

که به چشم نیاید

با همه خوب و بدش

اما همین که دل به جاده می‌دهی

در خنکای این شب مرطوب

هنجار خوش آیندی 

از عبور اتوموبیل‌ها و شب پره‌ها بر می‌خیزد

مردد مثل همه هستی!

به سمت مسیری نامکشوف و بی‌پایان ره می‌گشایی

شفق رو به هیاهوی گرگ و میش صدای پرنده‌ها دارد

 و صبح رنگینی که می‌رسد از راه

در تکاپوی گربه‌ها و گنجشک‌ها 

به شکل عادتی دیرنه باز هم

مانده‌ای با پرسش‌های بی‌پاسخ

گفتگوهای تسلیم و رضا

برد و باخت چکا چاک ناموزون

آدم‌ها و شمشیرها

التماس قطره‌ای شوراب از دریای زندگی

در کور سوی امیدی دور

ملتهب از پریشانی عمری حوصله وانتظار.

 چرخی زدم! از این سو به آن سو

همنوا با شوریدگی خیام

«ای چرخ فلک خرابی از کینه توست»

«بیداد گری شیوه دیرنه توست»

کبک‌هایی را مانم

که به ترانه کوهستانی چشمه‌ها نرسیدند

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
ای چرخ فلک خرابی از کینه توست ...خیلی قشنگ بود...
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
نداند به جز ذات پروردگار - که فردا چه بازی کند روزگار . نظامی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام؛ اولین مطلب مبارکتون باشه :)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات