همین الان یهویی

همین الان یهویی

نویسنده : S_khandandel

همه در صفحات مجازی هستیم و می‌دانیم که چقدر این اصطلاحات الکی مثلا یا همین الان یهویی و... باب شده‌اند. امروز که صفحات مجازی را بالا، پایین می‌کردم چیز جالبی دیدم. یک خانمی در باغ وحش عکس گرفته بود و نوشته بود من و شتر همین الان یهویی...

دوست عزیز؛ شتر؟ یعنی پلنگی، ببری، چیزی نبود حتما باید با شتر یهویی بگیرید؟ البته نا گفته نماند بی‌شباهت هم نبودند و به هم بسیار می‌آمدند و دوستانش همگی پیوندشان را تبریک گفتند و یکی از دوستانش قسمش داده بود حتما عروسی دعوتش کند.

بنده هم به شخصه آرزوی سعادت و خوشبختی می‌کنم برای‌شان

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
دلیل مخالفت شما با این مقوله چیست؟
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
با کدام مقوله؟
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
شنیدم فرهنگستان معادل جالبی واسه سلفی یا همین الان یهویی،داده:خویش انداز،یعنی یه چند ساعتی زبونم قفل شده بود کلید ساز آوردن حالا فک کنین از فردا: بیا رفیق یک عکس خویش انداز بگیریم یادگاری. من پیشی تو پارک خویش انداز. . . .بذارین تو افق محو شم جون شما
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
خخخخ .... بالاخره باید تمرین کرد معادل فارسیو یکم بشنویم گوشمون عادت میکنه
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
آدم یاد خاک انداز میفته :)))
سمانه خانوم
سمانه خانوم
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
آره دیگه، الان خیلی باب شده به نظر من یک جورهایی مظهر خودشیفتگی انسانیه این کار، طنز خوبی داشت ممنون
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
دیگه دیگه...منو جیم همین الان یهویی...////اتفاقا تو سرمه‌که ی برنامه تلویزیونی با عنوان «همین الان یهویی»تهیه کنم...
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
جالب میشه حتما این کارو بکنین:-))
*Mahdie*
*Mahdie*
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
اقا منم یک عکس با شتر دارم :|| :)))) ولی خب زشته دیگه بزارم تو صفحات اجتماعی..خخ اون بنده خدا هم جهت خندش گذاشته دیگه..مطلب واسه این اخه.. خخخ
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
خب خیلی شباهت داشتن ازون جهت بیشتر خخخ:-))
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
اخه مسلمون شانس اوردی شتر بود اگه شیری پلنگی بود همین الان یهویی میخوردت ک متنتون بازهم شادی افرین بود
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
اینم حرفیه تا حالا ازین جهت بهش نگاه نکرده بودم:-))
f_eftekhari
f_eftekhari
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
شتر هم حیونه دیگه! وچرا درقفس هیچ کسی کرکس نیست.....
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
بله حق با شماس...شترم خوبه بانمکم هس:-))
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
مگه شتر حیوون نیست ؟ قشنگه که ، خیلی هم حیوون خطرناکیه کینه کنه تا یه بلایی سرتون نیاره ول نمیکنه ، مطلبتون رو میدم شتره بخونه :))) جالب بود ، به جیم خوش اومدی خانوم :)
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
خیلی ممنونم:-)) بهش نگین بخونه یوقت فکر نکنه مسخرش کردم کینه کنه:-))
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
حالا شتر یا هر حیوون دیگه ای چندان مهم نیست ، مهم این اصطلاحاته که تبش یهو بالا میره بعد یه چیز دیگه میاد ملت همون رو استفاده میکنن ، دوباره یه چیز دیگه مد میشه و... این چرخه توقف نداره متاسفانه ، کاش حداقل اصطلاحات درست و حسابی و خوب و قشنگ مد بشه ...
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٠
١
٠
آفرین دقیقا به نکته خوبی اشاره کردین...
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٢١
١
٠
سلام با نظر شما خیلی موافقم . احسنت .
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
خیلی خوب قلم زده بودین. دو تا نکته رو خدمتتون عرض می کنم، چون واقعا از سبک نوشتارتون لذت بردم: یکی اینکه علامت تعجب برای خطاب هم استفاده میشه. مثل: «دوست عزیز! شتر؟» و دوم اینکه «به شخصه» صحیح نیست و درستش بالشخصه هست. چون در این فضا هدف اینه که مسیر نوشتن رو برای هم هموار کنیم و چه خوب که نویسندگان اصولی بنویسند و از طرفی قلمتون رو دوست داشتم، لازم دونستم جسارت کنم. مرسی که هستین :)
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
مرسی واقعا ... از راهنماییتون...ایشالا همیشه نقد کنین تا منم اشکالاتمو بفهمم خوشحال میشم
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
خواهش می کنم، ایشالا که موفق باشید! :)
na3er
na3er
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
هرچیزی به اندازه اش خوبه -خیلی از این عکسهای یهویی جزو قشنگ ترین عکسهای البوم خیلی هاست ولی با شما موافقم نه دیگه با شترررر...
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
اره دیگه الان با هرچی دم دستشون میرسه عکس میگیرن میزنن یهویی:-))
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
وقتی ملت با جسد، سلفی یهویی میگیرن، شتر که دیگه قابل قبوله‎;)‎
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
خخخ با جسد؟؟ دمشون گرم
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات