انگشتم بسوزد، ایمانم نسوزد!
یادداشتی بر «تنهایی لیلا»، ساختۀ محمدحسین لطیفی

انگشتم بسوزد، ایمانم نسوزد!

نویسنده : میرزا

برهان‌الدین محمدباقر استرآبادی، آن‌گونه که در تاریخ آمده، جوانی حجره‌نشین، که شبی از شب‌های خدا که در حجره مشغول مطالعه بوده، به ناگاه دختری وارد می‌شود و در را می‌بندد و با انگشت به او اشاره می‌کند که سکوت کند و هیچ نگوید. دخترک، شاهزاده بوده و به واسطه اختلاف با زنان حرمسرا، از اندرونی خارج و به جوانِ حجره‌نشین پناه می‌برد و در گوشه‌ای از حجره می‌خوابد.

صبح که قصد خروج دارد، مأموران شاه، شاهزاده جوان و زیبا را به همراه محمد جوان، نزد شاه می‌برند. شاه با عصبانیت تمام به محمدباقر می‌گوید: «چرا مسأله را اطلاع ندادی؟» و محمدباقر جوان هم تهدید شاهزاده را به سمع و نظر شاه می‌رساند. شاه دستور می‌دهد تا تحقیق شود که آیا جوان خطایی مرتکب شده یا نه و بعد از تحقیقات، از محمدباقر می‌پرسد که: «چطور توانستی در مقابل نفست مقاومت کنی؟» و او 10 انگشت خود را به شاه نشان می‌دهد و شاه هم می‌بیند که تمام انگشتانش سوخته است، آن هم به واسطه شمعِ مطالعه! 

این سوختن انگشتان و نسوختن ایمان همانا و خوشحالی شاه صفوی از تقوا و پرهیزگاری محمدباقر و شاهزاده را به عقد او درآوردن هم همانا، و به تبع آن لقب «میرداماد» گرفتن هم همانا! 

این واقعه تاریخی، شاید توجیه مناسبی برای کسانی باشد که خرده می‌گیرند: «چطور ممکن است دختری نازپرورده (لیلا) و لای پرِ قو بزرگ شده، به ناگاه عاشق جوان روستایی (محمد) و خادم امامزاده شود؟ مگر داریم؟ مگر می‌شود؟» بله می‌شود. شبی که همان شب، محمدباقر استرآبادی شد میرداماد، به تحقیق همان شب هم می‌تواند محمد جوانِ «تنهایی لیلا» را معشوق دختری نازپرورده و سرمایه‌دار و به قول خودش «از 18 سالگی اروپا گشته» کند. صد البته خصلت آن شب نیست، بلکه خصلتِ حفظ ایمان و دینداری و پناه بردن به یزدان پاک از شر یک موجود رانده شده در آن شب است، با همان تم و با همان سبک.

از این منظر، کار محمدحسین لطیفی در مقام کارگردان حرف ندارد. کارگردانی که سریال‌های سفر سبز، صاحبدلان، نردبام آسمان و... را در کارنامه خود دارد. زنده کردن تاریخ، آن هم نکات ظریفش، در قالب سریال، جای بسی قدردانی، بلکه فراتر از قدردانی دارد. 

خواستگاری لیلا از محمد هم، با وجود این‌که عرف، رفته رفته سعی بر قبیح نشان دادن این ماجرا دارد، ریشه‌ای مقاوم و محکم دارد. آن‌جا که حضرت شعیب پیامبر، موسی علیه‌السلام را برای دخترش صفورا خواستگاری می‌کند و یا حضرت خدیجه(س)، حضرت محمد(ص) را خواستگاری می‌کند؛ و باز از این دیدگاه و از این زاویه، لطیفی سنت حسنه‌ای را احیاء می‌کند که مدت‌هاست ریشه‌اش تقریبا خشکیده و در مقام اثبات دو چیز بر می‌آید: ارزش ازدواج، و اینکه لازم نیست حتما پسر طالب باشد و دختر مطلوب، بلکه دختر هم می‌تواند عشقش را بروز دهد و در مقام طالب ظاهر شود، آن هم طالبی که در واقع طالب ایمان محمد است (لیلا: انگار با بقیه فرق داره!) و صد البته چون که صد آید، نود هم پیش ماست. ناگفته نماند این موضوع، تقریبا تم اصلی «دختر ایرونی» ساخته محمدحسین لطیفی‌ست.

از این دو منظر و فارغ از همه موضوعات مطرح شده در نوشته حامد عنقا، که آن‌ها هم جای بسی تأمل دارد (مسئله حجاب، آن هم به خواست خود دختر و رفتار همسران با یکدیگر و...) می‌توان «تنهایی لیلا» را یک سریال ارزشی قلمداد کرد در این آشفته بازار سریال‌های تکراری و بی‌محتوا. 

تنهایی لیلا، به نوعی تنهایی همین سریال در جمع سریال‌های دیگر است. سریالی که به ارزش‌ها پرداخته و جدای از موضوعات حاشیه‌ای و کم و کاست‌های سریال از لحاظ‌های دیگر، نکاتی را دستمایه قرارداده و گوشزد می‌کند که لحظه‌ای تأمل بر روی این نکات، آینده جوان‌های این دوران را دست‌خوش تغییراتی قرار می‌دهد که پیشانی‌نوشت (تقدیرات غیر محتوم) آن‌ها را نیز متغیر می‌گرداند. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
واقعا سریال اموزنده بود ممنون از شما ک تتهایی لیلارو تنها نذاشتین
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون از شما و ممنون بابت اینکه شما هم تنهامون نذاشتین :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
راستی سلام و خوش آمدید! :)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
لیلایم /گریخته از هجمه آشوب های این دنیا/لیلایم/ بیزار از خوشی های پوشالی/لیلایم/تنهای این گرداب ماشینی/لیلایم/ ولی به قامت مجنون/لیلایم/ولی به غایت ام مجنون/لیلایم/در قفای یک مجنون/لیلایم/ولی تنها/لیلایم ولی مجنون ...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
بسیار زیبا! ممنون از لطف همیشگی شما :)
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
بسیار زیبا ... پس این فیلم ازین داستان الهام گرفته شده...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
لطف دارین شما... دقیقا، لا اقل من همین یک مصداق رو می شناسم :)
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
خیلی جالب بود ارتباط بین داستان و حکایتی که تعریف کردین ، دقیقا تم دختر ایرونی رو داره و جالبتر اینکه یکمی هم شبیه داستان فیلم دلشکسته هستش که دختری غیرمذهبی عاشق پسری دیندار میشه :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
همینطوره، به نظرم این دست موضوعات با اینکه دیر به دیر بهشون پرداخته میشه، اما وقتی هم که پرداخت میشن، یه جورایی تازگی داره، ممنون از شما سحر خانم :)
قاصدک-1
قاصدک-1
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
چه جالب! ممنون از نقد و تحلیلتون.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
خواهش می کنم بانو، امیدوارم مقبول افتد :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/٢٠
١
٠
سلام.احسنت به شما و این تحلیل زیبا...یک نکته منفی ای که داره فیلم لیلا...اینه که محمد رو خیلی شلهته و بی سروزبون و ساده نشون داده...افراد با ایمان در مقابل خوبی ها و دوستان،،،نرم خو ومتواضعند و در مقابل دشمن چون کپه و حدی و محکم هستند...فرد با ایمان هم روی خندان دارد و هم روی غضب...این فیلم..افراد با ایمان و مذهبی را افرادی شلخته و دست و پا چلفتی معرفی می کنه...عر چند هم که محمد یک بیمار قلبی باشه...باید محمد طوری جلوه گر میشد که همه رغبت به محمد بودن داشتند...
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٢٠
١
٠
موافقم باهاتون ، متاسفانه نه تنها در این فیلم بلکه تو خیلی دیگه از فیلم های ایرانی افراد مذهبی و با ایمان یه سری آدم شلخته و بی دست و پا هستن ، و خب همین موضوع باعث میشه دید مردم نسبت به افراد مذهبی چقدر تغییر کنه ...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/٢٠
١
٠
آفرین...خانم خدایی...فیلم باید...الگو باشه...الگو برای خوب بودن...موفق بودن...ما متاسفانه همیشه بدی ها و ضعف هارو نشون می دیم...که هر وقت نگاه می کنیم سرتا پا یأس و ناامیدی میشیم،..فیلم باید...پیروزی و موفقیت رو نشون بده.،،بطور مثال...میشه نشون داد که ی دختر بدححاب و بی نماز...چه عاقبتی براش رغم می خوره و دچار چه معضلات اجتماعی خواهد شد...و می شه اینجوری فیلم ساخت که یک دختر محجب ...که هیلی موفق در زندگی و رابطه ها و کارو تلاش..،طوری همه با نگاه کردنش امیدواربشن و سعی کنن اون بشن..،ولی با موضوع اولی فقط آیزی رو‌که‌می دونیم..،تکرار میشه و کلی غمگینو افسرده میشیم.،،و با اون همرات پنداری هم نی کنیم...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
علیکم السلام؛ خواهش می کنم، لطف دارین شما. دقیقا همین ایرادی که شما فرمودین وارده، اما بازی خوب بهروز شعیبی یک مقدار خیلی خیلی کم روی این قضیه سرپوش گذاشته، خیلی کم، ولی در کل فرمایشتون متین :)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
بسیار زیبا و تامل برانگیز بود یادداشت شما, جناب میرزا... هر چند که من مدتهاست هیچ سریالی رو دنبال نمی کنم, نمی دونستم تنهایی لیلا, سریال خوبی یه.ممنون از شما:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
خواهش می کنم، لطف دارین خانم یزدی. منم حقیقتش سریال های ایرانی رو زیاد دنبال نمی کنم، ولی خب نمی دونم چرا این سریال از اول منو به سمت خودش کشوند. یه مقداری به خاطر کارگردان اثر بود و یه مقدار هم بازیگر نقش محمد به خاطر نوستالژی که با «بازگشت پرستوها» داشتم.
admincheh
admincheh
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
منم دنبال می کنم این سریال رو برعکس خیلی از سریال های دیگه ، این داستان رو نشنیده بودم . به نظر من این اتفاق ها محال نیست ، نادره ..
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
ممنونم پاییز بانو؛ به نظرم همین ندرت باعث ایجاد این انگیزه میشه. مثل واقعه ای که مثلا سالی یک بار اتفاق می افته و همین باعث جذب میشه. باز هم سپاس :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
سلام دوست عزیزم:بسیارعالی بود.قلمتان ماندگارودلتان ازشادمانی سرشار.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
علیکم السلام استاد عزیزم؛ حضور همیشگی شما و دعاهای خیرتون باعث افتخار حقیره، سلامت باشید!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام:اکثریت جامعه ازاتفاقات جذاب گذشته کع بسیارهم پندآموزاست اطلاع ندارند.ومتأسفانه اطلاع رسانی درستی هم نمیشود.کارشماازاین نظرهم بسیارارزشمندبود.خدایارونگهدارتان باد
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
علیکم السلام؛ دقیقا همینطوره و یه جورایی مظلوم واقع شدند با وجود اینکه به قول شما کلی درس در اونها نهفته. چه میشه کرد آقای حسنی بزرگوار؟ بالاخره باید از یک جایی شروع کرد. باز هم سپاسگزارم.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام:قربان شماعزیز
فائزه
فائزه
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
من خیلی این سریالو دوست دارم :) آرامش بهم میده :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
دقیقا همینطوره، منم همین حس رو دارم وقتی به تماشا می شینم. البته فضای اثر هم بی تأثیر نیست :)
aassak13
aassak13
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
تا اینجای داستان خوبه ولی بقیه اش نه، ترجیح میدم تعبیر وارونه یک رویا رو رای نگاه کردن اصل قرار بدم
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
خوش اومدین؛ اگر اعداد عالم رو از صفر تا بیست در نظر بگیریم، فقط کار خدا بیسته؛ ولی سریال های آقای جیرانی هم بدک نیستند، فضای خاص خودشون رو دارن و من هم همیشه دنبال کنندۀ سریال ها و فیلمهای سینماییشون بودم :)
aassak13
aassak13
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
جیرانی رو بیخیال، فقط امیر جعفری، بازیش عالیه، بعد از اون همه نقش منفی یه نقش مثبت بهش دادن
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
در اینکه بازی آقای جعفری خوبه در این نقش حرفی نیست، ولی قاعدتا همه چیز در یک مجموعه بر می گرده به کارگردان، ولی بازیِ خوب ایشون رو انکار نمی کنم :)
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
چقد جالب ! مرسی که داستان میردامادم تعریف کردین من خیلی خوشم اومد . فیلم تنهایی لیلا واقعا زیباست!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
خواهش می کنم؛ مرسی که حضور داشتین :)
فاطمه
فاطمه
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
خیلی فیلم قشنگیه من خیلی چیزای قشنگی ازش یاد گرفتم از جنبه های مختلف درسته نمیشه گاهی در مورد بعضی مسائل مثله اونا برخورد کرد واون نگرشو داشت ولی خیلی عالیه
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
ممنونم از شما بابت حضورتون. جدای از خیلی مسائل مطرح شده، من هم از برخورد این زن و شوهر خیلی چیزها فراگرفتم :)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
کارهای محمد حسین لطیفی رو دوست دارم و اون تو اکثر کارهاش موفق ظاهر شده ، ممنون از این تحلیل و نقد خوبتون :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
لطف دارین خانم خدایی؛ فضای صمیمی و خوبی در اکثر کارهاشون وجود داره و به نظرم همین باعث جذب مخاطبان میشه، علاوه بر اینکه تا حدودی کاربلد هستند و مخاطب شناس و دست روی سوژه های خوبی هم بعضا میذارن. ممنون از اینکه همراه بودین :)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٢١
١
٠
واقعا خوب بود موفق باشید .
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
خواهش می کنم سیدۀ بزرگوار :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام بر شما میرزای عزیز. مثل همیشه نکته بینی شما تحت تاثیر قرارم داد. که البته از شما انتظاری جز این نیست. با اینکه خیلی کم سریال ایرانی میبینم اما 1خط در میون این سریال رو دیدیم و کاملا درست فرمودید. البته آقای ردپای قلم بزرگوار هم به نکته ی کاملا درستی اشاره کردن. فقط یه سوال واسم پبش آمد. دختر شاه به واسطه اختلاف با زنان حرمسرا 1شب به جوان حجره نشین پناه آورد. آیا عاشقش هم شد؟ یا شاه فقط به خاطر جوانمردی میراماد دختر رو به عقدش در آورد؟!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
و علیکم السلام صالح عزیز و با صفا و با مرام :) شما خیلی لطف دارین به من... منم دقیقا مثل شما میشه گفت تقریبا سریال ایرانی نمی بینم و یا دنبال نمی کنم و در اینجا هم به طور کلی در مورد این سریال صحبت نکردیم و فقط دو نکته ای که الهام گرفتند ازش رو مطرح کردیم و الا نقد شما از طرف دوست خوبم کاملا بجاست. مشکلی که این دست از سریال ها دارن همینه و جوونهای مذهبی رو خیلی اونجوری که باید و شاید نشون نمیدن، که البته در این سریال نقش محمد با بازی خوبش کمی از این جهت دورش کرده، فقط کمی!... والا من هیچ موقع دربار نشین نبودم :) ولی با سریال های زیادی که مِن باب همین مقوله دیدم (از جمله همان سریال سخیف ترکی) در دربارِ شاه، شاه کاری به عشق و علاقۀ دختر نداشته و وقتی دستوری را برای ازدواج دخترش صادر می کرده، دخترک مجبور بوده بپذیره، چون اونها بر اساس صلاحدید خودشون و بعضا سیاست دست به وصلت می زدند و باز دختران مجبور بودن بپذیرند و یا... اما با مواردی که در تاریخ وجود داره برای افراد مذهبی فرق می کرده و چون از طرف حق بهشون لطف می شده و اکثرا سیمای جذابی هم داشتند (باز هم لطف خدا)، این مورد، مورد توجه دختران هم قرار می گرفته. این نمونه ها (به واسطۀ معنویت به جاهای خوب رسیدن) زیاده.
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
خیلی هم عالی....توضیح مبسوطی بود....این داستان رو هم نشنیده بودم...مرسی از شما.....فیلم هم به نظر من خوبه....به موضوعات به روز و جالب توجهی هم پرداخته....فقط یه طورایی مصنوعیه و من شخصا نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم...به قول سحر جان منم تا تیزر هاشو دیدم یاد فیلم دلشکسته افتادم...این فیلم همو سالای 86...87 هم همین موضع گیری ها رو داشت...موضوعش خوبه ها پرداختش ضعیفه یه کم ....
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام دنیادیده بانو :) خوب اون بالا هم عرض کردم که فقط کار خدا بیسته (اگر اعداد عالم رو از صفر تا بیست در نظر بگیریم). مگه میشه فیلم یا سریالی از همه لحاظ بیست باشه؟ دقیقا همینطوره، همین مصنوعی بودن در بعضی مواقعِ اثر، کار دستش داده. ما هم از دو منظر معنوی به این سریال نگاهی انداختیم و الا اگه می خواستیم وارد نقد کلی بشیم یکی از ایرادات وارده، موضوعی هست که شما مطرح کردین. شیک نظر دادین (^_^)
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٥/٢١
١
٠
یک دختر یک شب تووی جاده میمونه و به امامزاده پناه میبره و خادم امامزاده تا‌ صبح دستش میره روی دستگیره ی در و نماز میخونه و دستشو میسوزونه...اینکه چهره ی مرد جامعه رو انقدر ضعیف النفس نشون بدن درسته؟؟؟و تازه این فرد چهره ی نجیب و مومن سریال هست!!...این تصویر به نظر من خیلی زننده و توهین آمیز بود نسبت به توصیف یک مرد...داستان میرداماد فرق میکنه،یک حجره بوده،و دختری که وارد میشه شاهزاده بوده،کسی که عامه ی مردم دوس داشتن از نزدیک ببیننش‌...در مورد امام هامون که مظهر تقوان،مثلا اگر کسی بگه دختری به امام علی پناه برد و امام علی برای اینکه به گناه نیفته تا صبح خودش رو بست پای سجاده و خواب به چشمش نیومد،چه احساسی پیدا میکنید؟تحسینش میکنید؟میگید وای چه اراده ای مگه میشه؟؟اگه اینجوری باشه که هربار کسی میره خونه ی فامیلش عناصری که تووی اون جمع نامحرمن،آقایونشون باید برای پرهیز از گناه تا صبح ذکر بگن و نتونن بخوابن...حرف من اینه،یه آدم مومن و دیندار با وارد شدن یه دختر بی پناه توو خونش اساسا سریع فکر گناه سراغش نمیاد تا به این حال بیفته.حتی اگه توو نگاه اول عاشق دختره بشه.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
خیلی سپاسگزارم به خاطر نکاتی که بیان کردین. این طبیعیه که برای تحلیل یک فیلم یا سریالی، همه نوع نگرشی به وجود بیاد و بیان بشه (از طرف منتقدها) خب، چه چیزهایی این نگرش رو عمیق و چه چیزهایی سطحی شون می کنه؟ ما به واسطۀ کات های گارگردان و سبکی که حداقل در بازی بازیگران ایشون نقش داشتند، پی به منظورشون می بریم. در همین سکانس که فرمودین، اگر توجه کرده باشین دو موضوع درش نهفته بود. دقت کردین؟ حال جوان خراب؛ کارگردان قرص های جوان کنار پنجره رو نشون میده و بعد دست به سمت دستگیره حرکت می کنه و بر می گرده. در صحنۀ دوم جوان از پشت پنجره نگاهش به قرص هاست و باز به سمت دستگیره میره و بر می گرده، و از طرفی ترس از اینکه وارد بشه و اونوقت کار خراب بشه. مطمئنا کارگردان اینقدر پخته و مخاطب شناس هستند که مستقیم جوونی رو که برای دیدن لیلا سر بالا نمی کنه، همان اول ببردش سر اصل مطلب. این اولین مطلب. و اگه توجه کرده باشین در مورد موضوع میرداماد در متن نوشتم به همان سبک (دختری به جوانی پناه می بره) و به همان تم (سوزاندن انگشت برای ترس از خدا) و ربطش رو در همین دو مفهوم نوشتم. دوم اینکه مَثَل معصومین جدای از دیگرانه و نه تنها در این موارد بلکه در هیچ مورد اینچنینی قیاسشون مع الفارقه. داستان گناه و نجاست رو بخونید همه چیز درست میشه... ممنونم از شما :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
البته نقدی که دوست عزیزم (ردپای قلم) فرمودن وارد هست به این سریال، منتها ما از دو منظر یه نگاهی به سریال انداختیم.
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
والا از شما چه پنهون من اون سکانس قرص هارو ندیدم و توضیحات شما کاملا متقاعدم کردم.نقد خانم/آقای ردپای قلم هم خیلی نقد خوبی بود من هم کاملا باهاشون موافق بودم.فکر کنم در مورد تماشای ادامه سریال تجدید نظر کنم :) . ممنون از شما.
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام چه تیتر مناسبی‎:)‎ من به محض خوندن تیتر یاد میرداماد افتادم، البته چون سریالو ندیدم متوجه ربط تیتر و عکس نشدم، ولی حالا با این متن بی نقص کنجکاو شدم ببینم ش... عالی و همه جانبه نگر...بسیار لذت بردم، هم از محتوا و هم پردازش.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
علیکم السلام خانم مشکات؛ شما همیشه به بنده لطف دارین :) 14 قسمت گذشته و گلِ سریال رو از دست دادین، ولی جلو ضرر رو از هر کجا بگیرین منفعته. اما خب نکته ای رو هم مد نظر داشته باشین، سریال ایرانی، عمدتا آخرش خراب میشه و کمتر سریالی دیدم با پایانی زیبا، اگه آخرش خراب شد، حمل بر کل نکنین و موضوعش مد نظرتون باشه :)
na3er
na3er
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام دادا.ممنون واسه مطلبتون.بنده به شخصه از این سریال خوشم میاد و روند داستانی شو دوست دارم.فقط کاش این سریال با این محتوا در ماه مبارک رمضان پخش میشد بجای سریال دردسرهای عظیم که هماهنگی خاصی با ماه خدا نداشت
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
علیکم السلام دادا ناصر؛ عرض ارادت :) سریال های مناسبتی زیاد در قید و بندِ محتوا نیستند (هستند، ولی کم) فقط می خوان شبهای روزه داران یا هر ایام دیگه ای رو پر کنن، منتها نظر شما هم درسته، این سریال حال و هواش به همون ایام می خوره، علی الخصوص که دیشب بود که گفته شد: ماه رمضون هم نزدیکه. من حدس می زنم که برای همون ایام بوده/ راستی در اطراف حرم حواستون به دادا هس؟ :)
na3er
na3er
٩٤/٠٥/٢٣
٠
٠
هروقت که برم حرم خدمت اقا مطمئن باشید یاد شما نیز همراه ماست دادا..
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
ممنون دادا ؛-)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
میرزا سلام. میرزا آتشم زدی! هم مطلب زیبا و جذاب بود و هم عمیق. چقد ما وجه مشترک داریم! چندی پیش مطلبی نوشتم در مورد خواستگاری دختر از پسر به نام تمنا که توی سایت جیم هم منتظر شد. آقا چقدر انتقاد کردند! الان دارم سرم رو تکان می دم. و برای سلامتی شما دعا می کنم.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام محمدجان؛ ما نه همشهری هستیم، به نظرم به این خاطره که وجه مشترک زیاد داریم :) بله دادا، اون مطلبو منم خوندم، منتها باید انتظار این جور انتقادها رو هم داشت و به درستی پاسخشون رو داد. چه اشکال؟ امیدوارم سلامت باشی و درست و حسابی بنویسی :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
عالی بود... متاسفانه حرف های خیلی بدی توی دنیای مجازی پشت سر شخصیت محمد زده میشه... ممنون از شما :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام؛ کم پیدا خانم باباپور؟ بله متاسفانه و این ناشی از دید سطحی نسبت به این ماجراست. اختیار دارین، من ممنون از شما :)
راتا
راتا
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
یه سکوت.....یه لبخندرضایتمندانه ازمطالعه کردن یه مطلب زیباومفید......:)......مثل همیشه زیبااستاد.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
یه تشکر جانانه از شما بابت حضور شما و محبتی که همیشه به حقیر دارید :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
:)
o_edman
o_edman
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
اگه گوش شنوایی برای پیام های مثبت سریال باشه، چیز قابل قبولیه. مرسی واسه نقد صادقانه و ساده تون (^_^)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
خواهش می کنم دوست عزیزم؛ بازم مرسی از شما که لطفتون همیشه شامل حال حقیره، عرض ارادت :)
m_maed0090
m_maed0090
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
واقعا عالی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
خواهش می کنم، عالی خوندین :)
m_nikbakht
m_nikbakht
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
درس بگیریم کمی از این سریال !
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/٢٧
٠
٠
خوش اومدین :) دقیقا... :-)
Elham_n
Elham_n
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
سلااااااااااااام وای من تازه خوندمش عااالی بود
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
علیکم السلام؛ یخته دیر اومدم، ببخشید همشهری :) زنده باشین و سلامت! :-)
ABBAS_MAK
ABBAS_MAK
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
آره واقعا باحال بود مررررررسی که فلسفه فیلم لیلاوبلاخص دادستان میرداماد رو توضیح دادین باتشکر.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
خواهش می کنم عباس آقا، ممنون از مصاحبت :-)
Banoo_n
Banoo_n
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
تیتر خیلی جالبه!
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
ممنون؛ خوش اومدین، فقط تیتر؟ ؛)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤