پروژه شاد سازی دل مردم در کوچه خلوت!

پروژه شاد سازی دل مردم در کوچه خلوت!

نویسنده : S_khandandel

دیروز داشتم با جدیت در یک کوچه خلوت راه می‌رفتم که یکدفعه پایم پیج خورد و به طرز وحشتناک خنده داری خوردم زمین!

حداقل خوشحال بودم که کوچه خلوت است و کسی من را ندیده. در همین افکار بودم که صدای خنده و قهقهه یک جمعیت خیلی زیادی را شنیدم. توی کوچه خلوت، آن همه آدم کجا بودند؟

که یکدفعه چشمم افتاد به ساختمان نیمه کاره روبه رویی. تا حالا توی عمرم آن‌قدر کارگر با هم ندیده بودم. فکر کنم روی طبقه دهم ساختمان هم بودند. تا برسم سر کوچه صدای خنده‌شان می‌آمد.

خدا خیرم بدهد، دل یک عده زیادی را شاد کردم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
‎;)‎ اجرکم عندا...
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
ممنون:))
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
چه عکس قشنگی:)))) آخی دلم براتون سوخت ولی واقعا نمیدونم چرا وقتی یکی زمین میخوره خنده ام میگیره ، و بدتر از همه اگه خودم بورم زمین اولی نفری که از خنده نمیتونه بلند شه خودمم :/ :))))
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
ممنون....شانس ماس دیگه :))
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
من ک هروخ میخورم زمین،خودم بیشتر از بقیه میخندم!این طوری طبیعی عم میشه تازه:دی
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
اره منم خندیدم ولی بیشتر به اون همه کارگرو شانس قشنگم خندیدم:))
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/١٥
١
١
منم خندیدم ولی به اونهمه کارگرو ..شانس خودمO_o
زهرا
زهرا
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
ماهم خیلی خندیدیم البته نه به زمین خوردن شما به خلاقیت گروهی کارگرها
H_haghdadi
H_haghdadi
٩٤/٠٥/١٥
١
٠
خخخخ خدا این کارگرارو ازما نگیره والا... مطلبتون خیلی خیلی جالب بود افرین ب ذوق هنریتون;-)
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
خیلی خیلی ممنووون ....:))
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
وای از این سوتیا توی کوچه خلوت منم زیاد دادم؛خدا روشکر میکنم که ساختمون نیمه کاره اون حوالی نبوده:دی...جالب بود نوشتتون:) راستی شوما با خانوم خنداندل،نوسنده سایت، نسبتی دارین عایا؟!؟!
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
دیگه آدم بدشانس همینه دیگه...ممنون...بله خواهرم هستن:-))
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
بدشانس بودید
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
بله خیلی:-\
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٦
٠
١
خخخ ... خیلی جالب بود ... خدا خیرتون بده ... سمتهای ما هم تشریف بیارین لطفا ... :))
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
:-))
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
شرمنده هاااا ولی تصورشم برام خنده داره....
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
بله منم برای خندیدن گذاشتم!!!اونهمه کارگر خندیدن شمام روش:-))
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
فرستادم برا دوستم بخنده .... خخخخ
na3er
na3er
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
در حکایات اورده اند که روزی ابوجارچی ابن جیم خراسانی از کوچه ای خلوت عبور میکرد که صدای خنده مریدان را بشنید -چون در پی منبع هرهر و کرکر گشت عده ای از مریدان را در لباس کارگری بر بالای ساختمان یافت وچون جویای علت گشت مریدان یکصدا فریاد براوردند: خنداندل...
na3er
na3er
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
از اطاق فرمان اشاره کردند کارگران مذکور هنوز در حال خندیدن بر واقعه ی (یکدفعه پای پیج خوردن) شما میباشند... :))
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
بله بله اون کارگرایی که من دیدم هروقت دلشون میگیره یاد زمین خوردن من میکنن شاد میشن:-))
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
:))))))))) منم وقتی زمین میخورم از زور خنده نمیتونم خودمو جمع کنم....واقعنی خدا خیرتون بده...زمین خوردن خیلی هم حرکت باحالیه اصلنم دال بر بدشانسی آدم نیست(یه جمله قصار از یک زمینخورده خدایی)
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
خخخ زمین خورنده خدایی خوب اومدی.. ولی بنظر من بدشانسیه مخصوصا دورت شلوغ باشه:-))
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
خخخ زمین خورنده خدایی خوب اومدی.. ولی بنظر من بدشانسیه مخصوصا دورت شلوغ باشه:-))
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
شمانیمه پر لیوانو ببین ک خنده برهر درد بی درمان دواست...
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
از نظر شما خنده دیگران بر درد منم دواس:-\ مگه وقتی خوردم زمین خودمم بخندم با بقیه ولی خندم نمیاد:-\
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤