آه نام ديگر توست !

آه نام ديگر توست !

نویسنده : شادزی خانوم

هر وقت دلم از اين دنيا و آدم‌هايش مي‌گيرد !

تنها كاری كه از دست من بر مي‌آید اين است كه يك آه بكشم و در ادامه آن آه اشك‌هايم دانه دانه

بر گونه‌ام جاری شود و رودی درست كند برای رسيدن به تو !

راست گفتند و راست هم مي‌گویند كه آه نام ديگر تو ست ای خدای مهربونم. ما دست به هر كاری می‌زنيم كه تنها به آرامش برسيم اما چه زود فراموش می‌كنيم كه آرامش یعنی پيوستن به تو !

درست همچون قطره‌ای كه با پيوستن به دريا تمام وجودش از تلاطم رها می‌شود و به ثبات می‌رسد و اگر ما هم خود را از راه‌هايی كه تو نشان‌مان دادی -نه از كوره راه‌هايی كه خيلی‌ها نشان‌مان می‌هند- به تو برسانيم به آن ثبات و آرامش ابدی كه مهم‌ترين آن همان آرامش روح و دلمان است خواهيم رسيد حتما.

+ اعتراف می‌كنم كه با هر آه گفتنم تو را مهمان قلب ِ خسته‌ام می‌كنم و به آرامش می‌رسم هر آن .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
روزهاتون شاد انشالله ، خدا همیشه کنارمون هست چه وقتی به یادشم و چه وقتی فراموشش میکنیم . :)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
سلام خيلی ممنون از شما و نظرتون .
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
ادم خالی میشه واقعن با ی آه گفدن!
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
سلام خالی نميشه ولی فكر كنم آروم رو حتما ميشه .
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
دلت که گرفت گاهی به آسمان نگاه کن
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
ممنون از شما :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
زیبا بود شادزی خانوم ... به دل نشست ... :)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
خيلی ممنون از شما :))
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠