من آدم گنجشک روزی هستم و هیچ وقت گذرم به فروشگاه لوکس محصولات چرم که برای مثال قیمت یک جفت کفش‌اش چیزی قریب به یک ماه سگ دو زدن من است٬ نمی‌افتد. اما از اقبال ما یک بن خرید با مبلغی قابل توجه از جایی هدیه گرفتم. خیال کرده‌اید با آن مبلغ قابل توجه همه نیازهای چرمی من بر طرف شد؟ اصلا و ابدا. شد سه قلم جنس و تازه دو هزار تومان هم بدهکار شدم و هر چه جیب‌هام را زیر رو کردم، دریغ از یک پاپاسی. گفتم بعدن برایتان می‌آورم. قبول کردند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
aassak13
aassak13
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
خدا شانس بده
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
سلام ... مشكل اينجاست كه درآمد شما كم است نه اينكه چرم گران باشد. اطمينان داشته باشيد اگر حيوانات هم ميتوانستند پوست انسانها را بخرند بيشتر از اينها پول ميدادند. پولتان با بركت باد
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
خوبه واسه شروع ! ان شاالله روزیتون زیاد بشه :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
حالا چی خریدین؟! :) از این بن ها کجا هدیه میدن؟!
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/١٩
١
٠
بهترین کامنت‎;)‎
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
ممنونم مشکات جان. هر هر هر...
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
نيم قرن گارانتي؟ چرم؟بن تخفيف؟ كل حقوق؟ نه واسم سوال شد
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
هرچي فك ميكنم مردا دو كالاي چرمي دارن يكي كفش يكي كمر بند سومي اش چيه o_0 عينك آفتابي گرفتي؟
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
کیف دیگه؟! تازه خودش به چند دسته تقسیم میشه...کیف دستی...کیف پول...کیف مدارک(این باز خودش 2دسته میشه...یکی مدارک کارتی مثل گواهینامه وکار ماشین و اینها دیگری هم از این کیف دستی های رمز دار)..کیف دسته کیلید...کیف کارت اعتباری...کیف موبایل...کیف تبلت...خلاصه اگه بخوایی نگاه کنی مورد زیاده (^_^)
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
کیف پول!
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
و از همه شیک تر بارونی و پالتوی چرم!
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
حالا هر چی هست مبارکتون باشه .
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
ایشالا چرخش براتون بچرخه...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات