مرورگر اینترنت را باز کرده ام و نوشته ام: تازه ترین خبرها ...

راستش را بخواهید تازگی ها هیچ بخش خبری را نگاه نمی‌کنم حتی بقول مامانم هشت و سی را! اخبار شبانگاهی  و اخبار ساعت چهارده هم که به کلی تعطیل است... ترجیح می دهم در بی خبری بمانم. شما هم اگر دوست دارید مدتی در بی خبری بمانید چون خیلی خوب است. البته فقط برای مدتی! بعد آمدم چیزی بنویسم مثلا.. بعد یادم آمد مدت طولانی‌ای نبوده‌ام... بعد جیم ِ من را که نگاه کردم دیدم شصت نوشته از من منتشر شده است! بعد فکرکردم شصت و یکمین نوشته‌ام باید نوشته خاصی باشد حتما؛ آخر راستش را بخواهید من کلا آدم خاصی هستم و نوشته‌ی من هم باید خاص باشد.

فکر کردم درست مثل این کارگردان‌ها و نویسنده‌های معروف که مدت زیادی غیبت دارند و یکهو کتابی چاپ می‌کنند یا فیلمی می‌سازند و توی تبلیغات می‌بینیم که میگویند: و حالا بعد از یک دوره طولانی غیبت کارگردان معروف مثلا آقا یا خانم فلانی جدیدترین فیلم ایشان روی پرده‌های سینماست. بعد شما فکر می‌کنید چه شاهکاری هست مثلا. می روید و می‌بینید جز اضافه کردن آب بیشتر به فیلمش به جای صرفه جویی در مصرف این مایع حیات! چیز خاص دیگری ندارد!

اما از ان جایی که من آدم صادقی هستم بهتان میگویم که شصت و یکمین نوشته من نوشته خاصی نیست! و شاهکار ادبی نیست و درباره مسایل مهم روز نیست  و گره‌ای از مشکلات شما باز نمی‌کنید و در پایین آوردن نرخ تورم و اجاره خانه و کم کردن نرخ بیکاری در جامعه هیچ تاثیری نمی‌گذارد و کلا حرف مهمی برای گفتن ندارد.

شصت و یکمین نوشته من،  جملات درهم و برهم ذهن زنی خسته است که تا این موقع روز هنوز فکری برای ناهار برنداشته؛ پسرش را دعوا کرده برود بنشیند پای شبکه پویا تا بتواند این نوشته را به اتمام برساند و بعد شروع کرده التماس کلمات را کردن که خواهش می‌کنم یاری‌ام کنید برای نوشتن و بعدهم هیچ خبر تازه و مهمی را نیافته است تا درموردش بنویسد و نشان دهد که آدم خاصی است؛ که روشنفکر است؛ که زیاد مطالعه میکند و در همه زمینه‌ها حرف مهمی برای گفتن دارد. و بعد از آن هم ترجیح داده شصت و یکمین نوشته‌اش را به پایان برساند. چون به پایان رساندن این نوشته یک منفعت خیلی بزرگ دارد و آن هم پس انداز کردن وقت با ارزش شما!

با احترام زیاد: سلما بانو

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
خوشحالم که پس از مدت ها دست به قلم شدید. نوشتن اگر کم بشه یا ترک بشه خیلی زود توانایی اش هم از بین میره. یک چیزی مثل یادگیری زبان خارجی هست :)
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
سلام ...من هم خوشحالم بعد از مدتها تونستم بنویسم و اولین نظر و از شما دریافت کردم ..مرسی اگه خدا بخواد دوست دارم دوباره فعال بشم :)
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
وبلاگتونو دنبال میکردم وخیلی هم خوشحال شدم که دوباره اومدین:)))تبریگ میگم ورودِ دوبارتونو:)
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
مرسی دختر آریایی عزیز :)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
امممممممم خوشحالم باز این دورو ورا میبینمت :)))
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
ممنونم سعیده جان لطف داری
mhv
mhv
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
بح بح مامان خانوم:)
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
سلام آقای وکیلی بطور اتفاقی تو جیم خوندم ازدواج کردید برای شما و خانم شیعه زاده آرزوی خوشبختی و سلامتی میکنم ...
admincheh
admincheh
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
بح بح سلما خانوم برمی گردد:)
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
تو همیشه پاییزی مهربونی :)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
کلا کم مطالب رو میخونم سعی میکنم مطالب افراد خاص رو بخونم خخخ تا اسم شما رو دیدم با خودم گفتم اینم باید یک نوشته خاص باشه دیگه ستاره دارم شده :) خوشحالم که نوشتید بازم :‌)
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
سلام منم خاصم دیگه علی اقا :) مرسی ...لطف دارید
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
حس خوشایندی داشت شصت و یکمی.
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
ممنونم از شما
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
سلام؛ با وجود اینکه اولین مطلبه از شما می خونم، ولی حس خیلی خوبی داشت. امیدوارم همینطور که خودتون فرمودین، باشین و ینویسین.
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
سلام آقای میرزا داستان کوتاه شما رو در مسابقات نویسندگی داخل جیم کاغذی خوندم و لذت بردم ..مرسی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
ممنون بانو، خیلی لطف دارین :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
سلام درودبرشما:خیلی کم حضور دارید؟شادمان وسلامت باشید
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
سلام استاد ...اگه خدا بخواد میخوایم حضورمونو پررنگ کنیم مرسی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
سلام:انشاءا...
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
کجا بودین شماااااا ای بهترین کیک بزدی پزِ دنیا! :دی ^_^
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٤
١
٠
هاااااااااااااااااااچ دلم برات تنگ شده :) بارم درست میکنم :)
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
هوراااااااااااااااااااا :)
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
خوش برگشتین.هر چند این اولین متنی بود که از شما میخوندم اما خوشحالم از برگشتنتون.
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
ممنونم دوست عزیز ...
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
منتظر حرف های تازه شما هستیم
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
سلام آقا جلال ان شالله
سيمين
سيمين
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
دوست عزيزم اميدوارم به نويسندگى ادامه بدى و هر روز بهتر بنويسى . من از خوندن نوشته هات لذت مى برم.
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
مرسی نازنینم تو خیلی لطف داری به من
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
ما تازه واردا که از نوشته های خوب شما بی بهره بودیم ولی از این به بعد امیدوارم از خوندن مطالب شما لذت ببریم ... خوشحالیم که برگشتین :)
سلما
سلما
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
سلام وممنونم آقای بزرگواری ....
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
با قلمت بنواز بر ویالون دلم تا شعر دوست داشتنت برلب های پرستو ها جاری شود
سلما
سلما
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
ممنونم از شما :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
سرد و بی تفاوت

وقتی به زمین رسیدم

٩٥/٠٩/٠٩