قدم کلیک‌هایتان بر چشم
معرفی کتاب

قدم کلیک‌هایتان بر چشم

نویسنده : الهام یوسفی

این روزها که کتاب زیاد می‌خوانم و از سر ذوق و اشتیاق- نه سفارشی و اجباری- سراغ برخی کتاب‌ها می‌روم که همیشه دغدغه خواندن‌شان را داشته‌ام، مدام به این موضوع فکر می‌کنم که چه‌طور و با چه‌ترفندی می‌توان یک کار جدید کرد و از معرفی‌های کلیشه‌ای بیرون آمد؟ چیز متفاوتی به ذهنم نمی‌رسد و می‌ترسم این وسواس برای یافتن نوع جدیدی از معرفی، میان خواندن کتاب و حس‌تازه آن و معرفی آن به دوستان فاصله بیاندازد و ظلم شود به کتاب. چاره چیست؟ اگر شما ایده بکر و جدیدی دارید دریغ نکنید...

 

یادداشت‌های تاریخ‌ندار!

من اهل وبلاگ‌خوانی نیستم اما بعد از خواندن کتاب «قدم کلیک‌هایتان برچشم» فهمیدم، وبلاگ «نمایندگی مجاز» که «محمدرضا زائری» آن را می‌نوشته، چه قدر ارزش خوانده شدن داشته است. با این همه اگر از بحث‌های روز و موضوعات سیاسی و اجتماعی مبتلابه وبلاگ بگذریم، برخی مطالبش تاریخ انقضاء نداشته‌اند، همان مطالبی که نشر «آرما» نشر محبوب این روزهای من، آن را در یک کتاب مستقل جمع کرده و عرضه نموده است. مجموعه‌ای از همان یادداشت‌های تاریخ‌ندار!

 

ویژگی‌های گل‌درشت کتاب...

از عمده‌ترین ویژگی‌های کتاب، قلم روان و زیبا و ژورنالیستی آقای زائری، نثر بدون بلاتکلیفی و بعضا جسورانه، عبارات تاثیرگذار و متفاوت و تحلیل‌های غیرتکراری و تازه است. اگر چه گاهی برخی نوشته‌ها با ابهاماتی مواجه است که خواننده را اندکی گیج می‌کند اما این ابهامات چنان نیست که در برداشت کلی مخاطب از متن وقفه ایجاد کند. دیگر ویژگی نثر حاج آقای زائری، به روز بودن متن‌ها و ادبیات و دید نامحدود و آزاد ایشان به امور اجتماعی و فرهنگی است. سراغ موضوعات خط قرمزی رفتن و از جایگاه یک روحانی انتقادهای اساسی کردن و زوایای قصه‌ها را مثل یک جراح موشکافی کردن هم لذت‌بخش و راه‌گشا است و هم برای آن‌ها که دوست دارند در این موضوعات قلم بزنند، یک خودآموز خواندنی است... راستش را بخواهید نثر آقای زائری یک جورهایی در این کتاب برای من یادآور نثر جسورانه و دلسوزانه جلال آل‌احمد است، البته با در نظر داشتن همه تفاوت‌هایش...

 

آخوندی که هست، آخوندی که باید باشد...

حاج آقای زائری اگر خوب بشناسیدش و درگیر حواشی نباشید، از آن آخوندهای تحصیل‌کرده و دکتر شده و خارج رفته است. از آن‌هایی که رفته‌اند تا ببینند، بشنوند و آن‌گاه قضاوت کنند و رای صادر کنند و موضع بگیرند. سفر ایشان برای ادامه تحصیل به کشور لبنان از جمله نقاط عطف زندگی فرهنگی ایشان است که یادداشت‌های بسیاری از نمود آن زندگی در نگاه فرهنگی‌شان را در یادداشت‌هایی از کتاب می‌توانید بخوانید. و البته اطلاعات بسیاری درباره امام موسی صدر. 31 یادداشت این کتاب، کوتاه و بلند، وقت زیادی نمی‌گیرد اما اگر می‌خواهید از میان‌اش برای نمونه فقط چند یادداشت را مزه کنید پیشنهاد من این موارد است:

خانم رهگذر ناشناس...

کنسرت موسیقی مذهبی

یک نفر هست که...

تقسیم کار کرده‌ایم؛ دیگران تولید می‌کنند، ما محکوم می‌کنیم!

بر «زمین» بنشین و با «زمان» برخیز!

آفرین بر اسرائیل!

 

یک کلیک بر متن!

و اما بخشی از یادداشت بر «زمین» بنشین و با «زمان» برخیز! (این بخش را مخصوصا نویسندگان و روزنامه‌نگاران جوان بخوانند!)

«دوستی نادیده و عزیز (چون گویا دغدغه دارد و در پی کمال است) از یک خبرگزاری داخلی از من پرسیده است: برای اینکه روزنامه‌نگار موفقی بشوم و در شصت سالگی که پشت سرم را نگاه می‌کنم راضی باشم چه کنم؟

 

...

بر زمین بنشین یعنی خیلی شلوغ نکن و این طرف و آن طرف نپر. مثل همه تازه خبرنگارها فکر نکن هر چه بیشتر این ور و آن ور بروی موفق تری... بنشین سر جایت و به خودت برس... درس بخوان... یاد بگیر... بفهم... کتاب بخوان... به جای این‌که مثل ما همه عالم را بی‌سواد و نفهم و نادان تصور کنی بنشین و به نقص و کمبودهای علمی خودت توجه کن... بر زمین بنشین!

مشکل امروز روزنامه‌نگاری ما بیسوادی وحشتناکی است که عمومی شده است... روزنامه‌نگار ایرانی امروز نمی‌تواند دو کلمه از یک متن علمی را بخواند... چه می‌گویم... دبیر سرویس و دبیر تحریریه و سردبیرمان هم همین‌طور... چه رسد به یک متن تاریخی و چه رسد به... مهم ادعا و عنوان نیست... ما بیسوادیم و خودمان نمی‌دانیم!

بخوان و بخوان و بخوان... 

هر وقت بیشتر از آنچه می‌خوانی نوشتی نگران باش!»

 

مشخصات کتاب:


عنوان: قدم کلیک‌هایتان بر چشم

نویسنده: محمدرضا زائری

نشر: آرما

تعداد صفحه: 162

قیمت: 4000 تومان

==========

پی‌نوشت: آن درخواست ایده‌سازی برای معرفی خلاقانه کتاب جدی بود! لطفا پیشنهاد دهید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
خیلی هم جالب....همونطور که گفتین یه خودآموزه جذابه...مرسی بابت معرفیش (^_^)
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
"قدم کلیک هایتان بر چشم "باید کتاب مفیدی باشه ... سپاس :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨