آن دکتر مهندس حقوقدانم آرزوست!
به بهانه اعلام رشته‌های مورد نیاز بازار کار در آستانه انتخاب رشته کنکور سراسری

آن دکتر مهندس حقوقدانم آرزوست!

نویسنده : اکرم انتصاری

نتایج آزمون سراسری اعلام می‌شود و داستان از همین جا کلید می‌خور . دانش آموزان دیروز و دانشجویان فردا باید در ماراتن دیگری به اسم انتخاب رشته شرکت کنند. رقابتی که اغلب در قشر مذکر به مهندسی عمران، برق، مکانیک و درخانم‌ها به پزشکی،دندان و دارو، روانشناسی و حقوق ختم می‌شود. چند روز پیش معاون وزیر تعاون،کار و رفاه اجتماعی از رشته‌های تعمیر و نگه داری لپ تاپ، موبایل، خودرو، ماشین آلات صنعتی، نصب و راه اندازی خطوط تولید، طراحی، گیاهان دارویی، محصولات غذایی سالم و انرژی‌های تجدید ناپذیر به عنوان رشته‌های مهم مورد نیاز بازار کار نام برد. این آمار گواهی می‌دهد که در چند سال آینده بازار کار رشته‌های اسمی بیش‌تر گره می‌خورد و احتمالا قصر رشته‌هایی که امروز برخی را وادار می‌کند تا چند سال از جوانی‌شان را پشت در کنکور و رویای رشته فلان و دانشگاه بهمان خرج کند، از هم بپاشد.

البته اگر بخواهیم توپ را در زمین خانواده‌ها بیاندازیم، زیاد هم اوت نمی‌شود. هر زمان حرف از کنکور و شغل آینده مطرح می‌شود به طور عمده زبان پدر و مادرها روی محور پزشکی، خلبانی، معلمی، مهندسی، حقوق و... می‌چرخد. چند ماه پیش در یک کلیپ در مهد کودک از بچه‌ها درباره شغل مورد علاقه‌ی‌شان پرسیدند. از معلم، وکیل، وزیر و پزشک شروع شد تا پسری کوچکی که جلوی میکروفون ایستاد و تمام شجاعتش را در دستانش جمع کرد وگفت: «می‌خوام لاستیک ماشین بفروشم!». جمعیت از خنده منفجر شد، همه سرها با چاشنی تاسف تکان خورد و این کلیپ با برچسب طنز روی اکثر سایت‌ها به روز شد.

آمارها نشان می‌دهد تمرکز سن بیکاری به 15 تا 29 ساله رسیده و این در حالی است که هنوز در این سمت میدان بازار رقابت برای نشستن بر روی صندلی همان رشته‌هایی داغ است که بازار کارش اشباع شده و از طرف دیگر یک میلیون و نیم از جمعیت دانشجویی کشور فقط روی 21 رشته تمرکز کرده است. با همین عدد و رقم‌ها، قبل از دست بردن به حساب وکتاب می‌شود به یک ناهماهنگی پی برد، زمانی کفه این ترازو برابر می‌شود که تابوی رشته‌های پرستیژناک اسم و رسم‌دار در ذهن جامعه بشکند و گزینه وجدان کاری قبل از هرچیز فعال شود تا وقتی کسی با توجه به بازارکار و علاقه‌اش دست به انتخاب و پر کردن کادرهای اولویت انتخاب رشته سازمان سنجش زد، در هر جایگاهی مقابل وجدانش پیروز باشد. حتما خبر دارید که مهلت انتخاب رشته تا دوشنبه تمدید شده است؟

البته خواندن این مقایسه هم خالی از لطف نیست.

« درآمد یک نصاب ماهواره، چقدر با درآمد یک جراح فاصله دارد؟»

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/١١
١
٠
به نظر من اصلی ترین دلیل بحران اشتغال افزایش غیر منطقی دانشگاه ها و به تبع آن افزایش ظرفیت ها و فارغ التحصیلان است.و بعد از آن عدم توجه به آموزش های تخصصی و عملی در دانشگاه هاست(به جز رشته های علوم پزشکی)،در واقع در دانشگاه فقط تئوری های محض گفته می شود که هیچ کارایی در عمل ندارد و دانشجو هم موظف به حفظ آنهاست ،علاوه بر این ضعف علمی اساتید بعضی دانشگاه ها کاملا محسوس و واضح است چرا که معلوماتشان جدید و به روز نیست.به نظر من بایستی مانند جوامع پیشرفته مقوله های دانشگاه و صنعت را از هم تفکیک کرد.بسیاری از مدیران موفق شرکت های مشهور دنیا تحصیلات آکادمیک نداشتند.یادم هست یک استاد ادبیات فارسی به من می گفت:در رشته ادبیات تمام طبع و شوق ادبی تو محو می شود و این درباره اکثر رشته ها مصداق دارد.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
با نظرتون درباره ی تحصیلات آکادمیک بسی موافقم . به نظر من در ایران کمتر رشته ای شبیه ون چه از دور هست به نظر می رسه . به طور کلی شاید در تئوری حرفی برای گفتن داشته باشیم ولی در مسائل عملی و خیلی رشته ها حرفی برای گفتن نداریم با این سوق جهشی به بعضی رشته های خاص
maede
maede
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
جو جامعه و رسانه و...خیلی تاثیر داره تو این انتخابا.مثلا همه این رشته های اصلی که شان اجتماعی بالایی داره رو قبول دارن ولی اگه یه نفر یک رشته کاربردی که اسمش یکم ناآشنا باشه و واقعا واسش تلاش کرده باشه رو بگه نگاه خوبی به رشته اش ندارن.خب اکثر کنکوری هاهم رویای قبول شدن تو این رشته ها رو دارن،حتی اگه اصلا نخوان وارد بازار کار بشن یا حتی علاقه ای به اون رشته نداشته باشن!
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
رسانه خیلی موثره و می تونه یک رشته رو تا سر حد ممکن بالا ببره و یک رشته رو هم به فرش !یک دکترای افتصاد می گفت ما تا به حال مناظره ی دو هوشبر اتاق عمل رو ندیدیم ولی مدام به اسم مناظره دو اقتصاد دادن رو به جنگ با هم اون هم در رسانه وادار می کنن و مردم بی اعتماد می شن به اقتصاد مثلا . جدا ازین مسائل کلی از همین کشورهای اروپایی اساس مدیریت شون روی رشته های علوم انسانی می چرخه ولی ما اینجا برای تعیین رشته ی دبیرستان علوم انسانی رو دون شان می دونیم و فکر می کنیم هرکسی از رشته ای بازموند باید به سمت علوم انسانی پیش بره در صورتی که هرجامعه ای باید مدیریتش براساس فکر و علوم انسانی باشه تا بتونه پزشک ، حقوق دان، مهندس ، مدیر تحویل اجتماع بده..
maede
maede
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
آره واقعا شاخه های انسانی خیلی رشته های خوبیه ولی امان از دید افراد سطحی نگر......
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٢
١
٠
جالب بود ... بازار کار مارو که نابود کردن رفت ... ایشالا بقیه کار پیدا کنن توی این وضعیت
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
خیلی از رشته های ریاضی همین وضع اشباع رو دارن ، باید به فکر کار آفرینی و یک حمایت و سرمایه گذار باشین کم کم ..
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
مشکل هم همین کم کمه ... آخه این کم کم کی به مقصد میرسه ... مدرک ما که پوسید دیگه
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
به نظر من که اول از همه آموزش پرورش مقصره تو این موضوع...اگه دانش آموزا با یه فکر وهدف درست درس خوندنو شروع کنن وبهشون راهو از اول نشون بدن ونیازای جامعه رو بهشون بشناسونن(!!!) تکلیف همه با خودشون وجامعه مشخص میشه و با توجه به علاقه ونیاز جامعه اشتغال به وجود میاد...!مصر دوم هم خانواده است وتوقعاتش...!چه رشته های متفاوتی نیازه:دی...جالب نوشتی پاییز جون:)تشکرات:)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
آموزش و پرورش هنوز نمی دونه چی می خواد !اگه از همون دوران ابتدایی و راهنمایی علاقه سنجی و استعداد سنجی جزو برنامه ها باشه نیازی نیست تحمل مشکلات بعدی ، خواهش می کنم منصوره جان :)
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٤/٠٥/١٢
١
٢
ما مشکلات رو خیلی سطحی می بینیم در حالی که مشکلات ما در جمهوری اسلامی کاملا عمقی و ساختاری هستن
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٥/١٣
٢
١
مشکلات سطحی ناشی از همین مشکلات عمقی هستن در مقیاس کوچکتر و مشکل اینه با وجود قوانین سالم دین ما ، اجراها با مشکلات زیادی مواجه هستن و یا کلا اجرا نمی شن .
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
واقعنم همینطوره...اینروزا خانواده ها به کمتر از مهندسی رضایت نمیدن :/ منم خیلی نگران وضع آموزشی و بحث اشتغال جونای هم سنو سال خودمو نسل آینده هستم...یعنی با این اوصاف عاقبت ما چی میشه :؟/
paariss
paariss
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
مثلن خود من ...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨