یادت مرا فراموش شده / داستان کوتاه کوتاه

یادت مرا فراموش شده / داستان کوتاه کوتاه

نویسنده : f_keramati

آمنه خانوم یک استکان چای لبسوز لبریز برا ما می‌ریزی؟

آمنه خانوم نیستی خونه؟

مسعود جان بابا مامانتو ندیدی؟ مسعود

ای بابا این بچه چرا لال مونی گرفته؟

آمنه خانوم این قرصای منو ندیدی؟آمنه کجایی؟

حتما رفته خونه ی زری خانوم با این زنای همسایه سبزی پاک کنه.آره حتما. این خانوما دور هم که جمع میشن امون حرف زدن بهم نمیدن ببین تو رو خدا صداشون تا اینجا هم میاد.

حاج رسول کسی مرده؟ چه خبره تو کوچه؟ خدا بیامرزتش. کی بوده؟ حتما آمنه حانوم هم توی این جمعیته.

خدا بیامرزتش چقد  عکسش آشناست! 

مسعود جان بابا تو قرصای منو ندیدی؟

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
سلام:دلتون شادوجونتون سلامت.
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
وایییییی خدا قسمت نکنه:(
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
فراموشی داشده ینی؟؟
میرزا
میرزا
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
سلام؛ داستان های به این سبک (دیالوگ)، خیلی حواس جمعی می خواد در نوشتن دیالوگ. تا حدودی درست عمل کردین، اما یه مقدار، فقط یه مقداری گنگ به نظر می رسه:)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
یاد یه داستان از "اریک امانوئول اشمیت" افتادم، از مجموعه یک روز قشنگ بارانی.
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
یاد فیلم آلزایمر افتادم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
جالب بود برام ... دارم فسفر میسوزونم ... :)
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
از روزهای 18 سالگی

قانونی شدن عجب صفایی داشته!

٩٦/٠٨/٢٢
برای مردم داغدیده

شهر تو و شانه های من

٩٦/٠٨/٢٢
شعری سروده خودم

مهم نیست، فراموشش کن

٩٦/٠٨/٢١
و عشق یعنی...

انتظار را نمی کشم، زندگی می کنم

٩٦/٠٨/٢٠
به طور متوسط، هر کاربر ایرانی در 18 کانال عضو است

چرا سرانه رو می ریزی تو تلگرام؟

٩٦/٠٨/٢٢
در میان این هیاهو

آسمان شهرمان

٩٦/٠٨/٢٠
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
ماوقع یومیه میرآخور

قطار بازی

٩٦/٠٨/٢١
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
شعری سروده خودم

سوز دل

٩٦/٠٨/٢٠
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
تبلیغات