سیاهی ِ از منشور گذشته

سیاهی ِ از منشور گذشته

نویسنده : وبگردی

    این روزها لباس‌هامان رنگی‌تر شده و دستبندهای فرندشیپ زیباتری می‌بافیم. اگر تا دو، سه سال قبل دایره‌ی دوستی‌هامان محدود بود به شهر و استان خودمان، حالا دوستانی داریم از جای جای کشور. کتاب‌های بیشتری می‌خوانیم و کنار فال گرفتن‌هایمان عباس معروفی و سید علی صالحی گذاشته‌ایم. با عشق آشنا شده‌ایم و حالا نمی‌ترسیم اگر که عاشق شویم. فیلم می‌بینیم و از دیدن دست‌های چفت شده‌ی خوشحال، لبخند می‌زنیم. اما چرا تنهاتریم؟ چرا ساعت 12 شب نمی‌خوابیم و صبح‌ها با چشم‌های خورشید بیدار نمی‌شویم؟ چرا همانقدر که عاشقتر می‌شویم بیشتر شکست می‌خوریم و همان‌قدر که کتاب می‌خوانیم، خالی‌تر...

دنیای‌مان را چه شده؟ نکند زمینه‌ی همه‌ی این رنگ‌ها سیاهی ست...

==========
منبع:
http://theblueroom.blogfa.com/post/12
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
عالی...درد مشترک!
na3er
na3er
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
واقعا ها!! همه سرها تو موبایل و چت کردن در دنیای مجازی-به کجا چنین شتابان ؟؟
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
تبلیغات