که بوی دخترانگی ات را نمی دهد...

که بوی دخترانگی ات را نمی دهد...

نویسنده : raha_sl

به زنان عاشقی که "ظالمانه" مورد خیانت قرار گرفتند :(

***

هر روز بین لشکری از خشم چشم هاش

با قلب بی دفاع تو انگار جنگ بود 

او هیچوقت نیامد و دلداریت نداد

انگار در برابرت از جنس سنگ بود

*

مردی که خنده های تو را توی خواب هات

کابوس وحشت آور فریاد و جیغ کرد

مردی که هیچوقت در آغوش تو نبود

مردی که از تو زندگی ات را دریغ کرد

*

در دخترانه های خیال تو خلوتیست

جایی که از تصور او تازه می شوی

آشوب می‌کند به دلت بازگشتنش:

«آغوش می گشاید و اندازه می شوی»!

*

حالا زنانگی تو را شرط بسته‌اند

یک سینک... یک خیال ...غذاهای مانده ای...

سی و سه سال پیرتر از قبلی و هنوز

حس میکنی که دختر همسایه مانده‌ای

*

تو واقعا تمام سی دو-سه سال را

حس کرده‌ای که جز تو کسی در میان نبود

خوشبخت بوده‌ای به خیال خودت ولی

تا مدتی که فاصله‌ای بینتان نبود

*

حالا به خود که آمده‌ای دیده ای زنی

آغوش باز کرده به آغوش همسرت

آوارگی بیشتر از این که حس کنی

"دزدیده زندگی تو را..."سایه‌ی سرت

*

مردی که سال‌هاست به او تکیه کرده‌ای 

حالا سپرده دست کسی تکیه گاه را!

از تو فرار کرده... تورا کشته در خودش

حتی نگفته حکم کدامین گناه را...

*

حالا تو مانده‌ای و تن زخم لاشه ای

که بوی دخترانگی ات را نمی دهد

عمری که باخته ای پای همسری...

«دیگر تورا درون دلش جا نمی دهد»

*

سی و سه سال را که بدون وجود عشق...

حس میکنی که فاحشه بودی درین اتاق

اسکاج و سینک بین دو دست چروک یا

خاکستری که ریخته در شعله‌ی اجاق

*

هرکس که گوشه‌ی جسدت را گرفته بود

می‌گفت چاره ی تو فقط صبر و عادت است!

قانون اجازه داد که از او جدا شوی

این حق عاشقیست که دردش "خیانت" است!

 

رها/ تیرماه94

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
tanin
tanin
٩٤/٠٥/١٠
١
٠
عالی:)))))))))))))))))))
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
ممنونم عزیزم😘
par!sa
par!sa
٩٤/٠٥/١٠
١
٠
چ غمناک -__-
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
متاسفانه...😥😢
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/١٠
٢
٠
عالی بود . متاسفم واسه بعضی آقایون .
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
نظرلطفته دوست عزیز🙏
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/١٠
١
٠
سلام...بسیار خوب...
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
سلام به شما...خیلی ممنون
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٥/١٠
١
٠
خیلی خوب بود...یاد متن رنج دکتر شریعتی انداخت منو...
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
ممنون از لطفتون💐💐
m_maed0090
m_maed0090
٩٤/٠٥/١٠
١
٠
مقداری غم ناک بود...
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
بله ...حقیقت تلخیه:(
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٠
١
٠
بینهایت عالی ... عشق پاک است و هیچوقت درگیر گناه نمیشود .... خیانت نتیجه هوس های جوانی است که نامش را عشق میگذارند
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
بله متاسفانه:( هوس های جوانی و گاهی ام پیری! انسان موجود واقعا پیچیده ایه ... اگه جلو خودشو نگیره میتونه از حیواناتم واقعا پست تر باشه ممنونم که وقت گذاشتید
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٠
١
٠
:)
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٥/١٠
١
٠
خیلی خوب بود.غمناک:((((
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
ممنونم برای حضورتون
h_looshi
h_looshi
٩٤/٠٥/١٠
١
٠
خیلی قشنگ و روان بود موفق باشی عزیزم:)
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
ممنونم عزیزم سلامت باشی😘
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠٥/١٠
١
٠
چه غمی داشت:(
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
😢ممنونم که خوندی عزیزم😘
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/١١
١
٠
هیـــــــــــــــع روزگار......چی میشه گفت..........مثل همیشه خیلی قشنگ بود...دمت گرم...شعر سرودنت مستدآم (^_^)
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
ممنونم دنیادیده جان..لطف داری شما😘😘
همتا
همتا
٩٤/٠٥/١١
١
٠
پست مدرن :) قشنگ بود ! ولی من بیشتر طرفدار شعرای روشن و زندگی بخشتم ! شعرایی که فضاش سیاهه خیلی با حال و روز من نمی خونه خدا رو شکر :) ولی بازم آفرین ^ــــ^
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
پست مدرن که نه! راستشو بخوای من اصلا ازین سبک سردرنمیارم و خیلیم خوشم نمیاد ازش ..ولی میدونم که صرف استفاده کردن از بعضی کلمات پست مدرن نمیسازه ...ساختار خاصی داره ... این موضوع گاهی ذهنمو انقد درگیر میکنه که دوس دارم ازش بنویسم ... هرچند دوباره میشه یه کلیشه ی به سرو ته و نمیتونه خوب حرفشو بزنه:( ممنونم ازت عزیزم 😘😘😘
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/١٣
١
٠
سلام:فقط میتونم بگم عالی است.خدایارتان باد
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
سلام به شما ...ممنون از لطفتون سلامت باشید:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
سلام:زنده باشید
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

بزهکار

٩٦/٠١/٠٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید پس از آیت الله فقید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساندویچ همبرگر

٩٦/٠١/٠٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

مِهر هایی که به آبان آورد

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

تکذیب های پادری‌ها راست بودند

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات