قرار ساده دل تنگی

قرار ساده دل تنگی

نویسنده : h - razavi

آنقدر ساده دیدمت که ساده دل باختم

دل‌باختن حسِ غریبی است

و غریب‌تر آن که بال پروازت می‌شود به آن سوی ابرها

به آن طرفِ آبیِ بی‌کرانِ آسمان‌ها

انگار با ستاره‌ها هم‌نشینم

و یا با ماهی که 14 شده است

و یا با آفتابی که تازه طلوع کرده است

و یا با پرندگان احساسی که بال‌های خوشبختی‌شان را رو به قبله دوست به پرواز در می‌آورند.

نه، انگار هم‌نشین خدا شده‌ام، پیشِ خود خدا

قرار سادگی‌مان همیشه یادم است

شب‌های جمعه

با دلی پر از درد

با لبانی پر از تو

با چشمانی پر از یقین

با دستانی پر از انتظار

من نگاهم به ثانیه‌ها است

ثانیه‌های دل‌تنگی

تیک‌تاکِ ساعت دوباره تو را نشانه می‌گیرد

از راه می‌رسد آن شب‌های جمعه‌ی دل‌تنگی

نمی‌دانم اگر نبودی چطور از خدا سرشار می‌شدم

قرارمان هنوز پا برجاست

سال‌های سال است که پابرجاست

ببین چقدر معشوقه‌ی خوبی‌ام

هنوز بعدِ سال‌ها قرار دل‌تنگی‌مان یادم است

با دستی خالی و دلی پر از احساس

قرار دل‌تنگی‌مان: شب‌های جمعه، به میزبانی خود خدا، به صرف دعای زیبای کمیل

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
احسنت...بسیارعالی و زیبا نوشته بودین.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
هم نشینی تان با ستاره ها و شب ها مبارک:) شعر های بی وزن در عین بی وزنی ، وزن دار ترین شعرهای دنیان ، بیشتر بخونیدشون:)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
با چشمانی پر از یقین... این قسمت خیلی به دل من نشست.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
:) ... زیبا بود
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
تبلیغات
تبلیغات