شرح پریشانی / شعر

شرح پریشانی / شعر

نویسنده : z-dadras

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

 داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه بی سروسامانی من گوش کنید

گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید

شرح این آتش جان سوز نگفتن تاکی؟

سوختم، سوختم این راز نهفتن تاکی؟

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم

ساکن کوی بت عربده جویی بودیم

عقل و دین باخته، دیوانه رویی بودیم

بسته سلسله سلسله مویی بودیم

کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود

یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت

سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت

این همه مشتری و گرمی بازار نداشت

یوسفی بود، ولی هیچ خریدار نداشت

اول آن کس که گرفتارش شد من بود

باعث گرمی بازارش شد من بودم

عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او

داد رسوایی من، شهرت زیبایی او

بس که دادم همه جا شرح دلارایی او

شهر پرگشت زغوغای تماشایی او

این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد

کی سربرگ من بی سر و سامان دارد؟

(وحشی بافقی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
ممنون از این انتخاب زیبا .... واقعا شاعرای قدیمی عجب شعرهایی گفتن ... :)
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
خواهش میکنم:) ممنون ازنظری که دادین:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
سلام:انتخاب زیبایی بود.سلامت باشید.
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
شعر جالبی بود شعر جان سوز نگفتن تا کی ممنونم
n_roointan
n_roointan
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
عالللللللیییییییییی ممنون
Nafiseh.Sadat_Banihashem
Nafiseh.Sadat_Banihashem
٩٤/٠٦/١٦
٠
٠
زیبا بود
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/٢٣
٠
٠
غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن/روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد؛ برگزیده ی برگزیده ای بود..
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
حس خاطرات و زنده میکنه :)
h_jeem
h_jeem
٩٥/٠٢/٣١
٠
٠
فکر کردم خودتون گفتید ! :))))
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات