چمدانی پر از لبخندهای شکلاتی

چمدانی پر از لبخندهای شکلاتی

نویسنده : h_sadat

آسان است برای من تمام خاطرات را تا کنم و در چمدانی بگذارم که به غیر از من صدای باران را کسی نشنود ، درش را ببندم و آن را به دست امواج دریا بسپارم که مثل تابوتم حملش می‌کنند.

می‌دانی؟ همه همیشه به چمدان نیاز دارند چون همیشه رفتنی‌اند. اما بازار فروش چمدان‌های بزرگ کساد است. اگر چمدانت بزرگ باشد خاطراتت بیشترند و یادگاری‌هایت ! وای که اگر چمدانت کوچک باشد؛ بستگی دارد از چه جنسی است؛ جنس باد یا جنس زمین؟

چمدان‌های زمینی فقط می‌توانند تو را روی زمین همراهی کنند اما چمدان‌های بادی ، تا ناکجا آباد! چمدانت دسته دارد یا نه؟ چرخ دارد یا نه؟ برای تحمل بار زندگی‌ات چمدان‌های دسته دار بهترند چون نشان می‌دهند که زندگی‌ات آنقدر خوب بوده که ارزش تحمل کردن سنگینی‌اش را داشته باشد. اما با این همه تضاد یک چیز بین چمدان‌ها مشترک است: «اشک»!

امکان ندارد ما در حال انتقال خاطراتمان اشک نریزیم ! راستی یادت باشد در چمدانت را چطور می‌بندی چون اگر شُل باشد، ذره‌های زندگی ِ قشنگت حیف و میل میشود و اگر محکم ، یعنی هنوز نقشی در این دنیا داری ... به هر حال امیدوارم راهت دور نباشد !

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
سلام..بسیار خوب...مت چمدون رمز دار می گیرم...تا اون ور...کسی نتونه بازش کنه....////البته قفل دار بهتره...نیگم..کلیدش دست وآقای روحانیه.،،
حدیثه
حدیثه
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
:)))) مرسی از نظرتون
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
حدیثه خودمم!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
زیبا بود ... چمدون و اشک ...
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
مرسی از دقتتون :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
:))
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
:)))
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
باشه :) البته من کوله پشتی رو به چمدون ترجیح میدم...ورودتون به جیمو تبریک میگم...قلمتون مستدآم...اوقاتتون هم همیشه به شادی (^_^)
h_sadat
h_sadat
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
مرسی عزیزم :)
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
آتش در نبودت بی رحم می تاخت!

کاش بودی باران

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

برخیز و بگو زنده ای!

٩٥/١١/٠٢
خشت خشت دلش لرزید

بعد از تو

٩٥/١٠/٢٩
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
مرزهای محرومیت را پاک کنید

پیرمراد پسر ایران

٩٥/١٠/٢٨
تبلیغات
تبلیغات