گلی که تو بودی

گلی که تو بودی

نویسنده : i_banu69

خیلی وقت پیش  یک عزیزی برایم یک گلدان گل طبیعی خوشگل فرستاده بود. البته گلدانش معمولی و برای نگهداری موقت بود و به من تاکید کرده بود که حتما برایش یک گلدان خوب و بزرگ بخرم. گل زیبایی بود. اسمش را نمی‌دانستم. مثل یک درختچه کوچک بود با برگ‌های بسیار زیاد و خیلی سبز. یک گلدان سفالی گرفتم و همه گلدان را با نقش‌های خوشگل و رنگارنگ رنگ روغن پر کردم. گل را توی خاک مرغوب گذاشتم. به موقع بهش آب می‌دادم.گذاشتمش توی گوشه اتاقم که نورگیر و مناسب بود. کم کم رشد کرد. شاداب‌تر از قبل شده بود. شاخ و برگ‌هایش کشیده شد. خیلی خیلی بهتر از روز اول شد. بهش عادات کرده بودم. اما خب یک دفعه همه چیز عوض شد. کم کم برگ‌هایش ریخت. پژمرده شد. هر چقدر خاکش را عوض کردم. جایش را تغییر دادم. توی اینترنت دنبال راهی گشتم. از گل فروش سر خیابان محسنی پرسیدم. با فلان باغبان صحبت کردم فایده‌ای نداشت. عاقبت از آن گل زیبا یک چوب خشک میان مشتی خاک ماند که خیلی دلم را سوزاند.

نمی دانم چرا با قصه تو دوباره این داستان برایم تکرار شد. این‌که تو هم ناخواسته آمدی توی زندگی‌ام. کم کم با بودنت خو گرفتم. بعد به تو عادت کردم و با دوست داشتنت قلب و روحم رشد کرد. با همه وجود خودم را برای داشتنت آماده کردم، خواستم برای هم باشیم. بعد کم کم موقع رفتنت رسید و من ماندم و گلدان خالی و تکامل یافته قلبم و چوب خشک خاطراتت و جای خالی تو...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
سلام...گل و گلدان بهانه است...مقصودتویی تو...
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
گهم دل بشکند گه ساغر عشرت ز دست افتد - مبادا دردمندی را شکستی بر شکست افتد . مولانا مشربی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
سلام خیلی زیبا بود ممنون .از خواندنش لذت بردم.
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
چقد حس گسیه، دوست داشتن، وابستگی، امید و بعد...
m_maed0090
m_maed0090
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
عالی
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
خیلی دوسش داشتم مخصوصا پایانشو ... بی هیچ توضیحی از اون رابطه ..واقعا زیبا بودممنونم
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
خار بودم به عشق تو گل شدم
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٧/٢٧
٠
٠
زیبا بود
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات