دليل غيبتم اين بود

دليل غيبتم اين بود

نویسنده : كيان

و گه گاهی که چند جمله به روی برگی از کاغذ، به روی صفحه گلبرگ(به گلبرگ زمان گویم) نگارش می نمایم من؛ به ناگاهی خودم را من به روی سنگ داغ و تلی از ماسه، به روی آن سیه جاده و آن بیچاره نو آموز که پایش از صلبی جاده ترک برداشته و خسته و آن ناپخته راننده که با سرعت چنان کوبید بر ما که بعد از لحظه‌ای دیگر میان خون و خاک و داغی جاده‌ای دو دیده باز اما... همه دنیا به پیش دیدگانم تار، سماواتم به دور سر، چرخان عجب رحمی نمود بر ما خداوندم که باز هم زنده هستم. خدایا شاکرت هستم، دليل غيبتم اين بود...

تصادفي داشتم كه يك يا دو نفر از آن خبر داشتند و شما جز اولين نفراتي هستيد كه از آن مطلع مي‌شويد. خدايا شكرت كه زنده‌ام و هنوز هم به من فرصت، نفس كشيدن، زنده بودن و نوشتن داده‌اي... خدايا شكرت.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٥/١١
١
١
خدا رو شکر که سلامتین :)
كيان
كيان
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
ممنون
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٥/١١
٢
١
سلام آقا کیان....خیلی خیلی خوشحالم که سلامتیتون رو به دست آوردین...کیاناز جان خیلی نگرانتون بودن......ان شاءالله که همیه موفق و موید و سالم و سلامت باشین.:)
كيان
كيان
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
ممنون از شما خانوم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٢
٢
٠
خدارو شکر ... واقعا خداروشکر ... خوشحالیم که برگشتین ... :)
كيان
كيان
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
ممنون مرسي
team_2
team_2
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
خداروشکر واقعن:) وختی تو وب کیاناز دیدم شوکه شدم!خدارو شکر الان سالمین=)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
خداروشکر:) ان شاالله همیشه سلامت باشید
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
حال خوب یعنی...

صدای زنگوله ی کبوتر ها

٩٦/٠٩/٢٢
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
هبوط

پیدایش انسان

٩٦/٠٩/٢١
شعری سروده خودم

غرور

٩٦/٠٩/٢١

جنگل سپید

٩٦/٠٩/٢٢
بالا رفتن از آن دل و جرات می‌خواست

دیوارها

٩٦/٠٩/٢٣
شعری سروده خودم

گرمای عشق

٩٦/٠٩/٢٣
خلق و خوی ترک ناشدنی

عطرهایی که الکل شدند

٩٦/٠٩/٢٣
تبلیغات