هوا سرد است و من از عشق لبریزم / شعر

هوا سرد است و من از عشق لبریزم / شعر

نویسنده : kianaz

هوا سرد است، من از عشق لبریزم

چنان گرمم، چنان با یاد تو در خویش سر گرمم 

که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته ست 

هوا سرد است اما من، به شور و شوق دلگرمم

چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است 

تو را هر شب درون خواب می‌بینم 

تمام دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم.

و وقتی از میان کوچه می‌آیی 

و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم 

به خود آرام می‌گویم: دوباره خواب می‌بینم !

دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد، بیا...

من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
زیبابودعزیزدلم....آورین:)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
مرسي :))))
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
خیلی زیبا .ممنون از شما :)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
مرسي از نظر شما :)))
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
مرسي از نظر شما :)))
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود.ممنون:))
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
مرسي از خوندن شما ....!
m_heydarpoor
m_heydarpoor
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
خوب بود
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
مرسي ....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٥
٠
٠
سلام :موفق وسلامت باشید
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سلام خيلي ممنون ...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سلام:زنده باشید
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سلام؛ خوب بود و لذت بخش بانو، منون :-)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
ممنونم نظر لطفتونه ...
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٦
١
٠
میگم یک مدته زدید توی کار شعر؛ بازم خوبه ولی به نظر من طنزها بهتر بودند
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
اصلا من ديگه شعر نميذارمD: چشم اگر اين نت كفاف بده دنبال شعر طنز ميگردم و ارسال ميكنم :)
n_roointan
n_roointan
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
عالی بود ممنون
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٣١
٠
١
خواهش ميكنم
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/١٢
٠
٠
سروده خودته؟
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات