همه ایران ایستاد
شعری به مناسبت خاتمه پرونده هسته ای ایران

همه ایران ایستاد

نویسنده : سلیمان حسنی

درجهان یک بارِدیگر، سر بلند

مردمِ ایران تمامی گشته‌اند

خونِ ‌دل‌هایی‌که‌ عمری‌ خورده‌ایم

آن شهیدانی که بهرش داده‌ایم

دست بَر زانویِ خود بگذاشتیم

تا نهالِ هسته‌ای را کاشتیم

این بُوَد حاصل زِ بدوِ انقلاب

کِی کُنَد کَس بهرِخود این را حساب

آن همه، تهدیدِ آن نابِخرَدان

ادعاهایِ تمامِ ناکثان

نقشه‌هایِ عده‌ای مَردُم فریب

آن سخن‌هایی ‌که ‌پوچ اند و عجیب

هم گزافه‌ گوییِ ‌آن صهیونیست

که ‌توانش ‌همچنان، یک ‌پشه‌ نیست

آن همه تهدید و میز و رویِ آن

که بُوَد، در ذات و هم ‌در خوی‌شان

لحظه‌ای، ما را نکرده نا امید

تا به این پیروزیِ مَردُم رسید

 ملتِ ایران، مقاوم ایستاد

زین‌ سبب‌ روحِ ‌شهیدان، گشته ‌شاد

عاقبت ایران، به حقِ خود رسید

شربتِ صبر و دوامِ خود، چشید

کامِ فرزندانِ ایران، شاد باد

خانه‌هایِ جملگی، آباد باد

ملّتی را شادمانی داده‌اند

افتخاری جاودانی داده‌اند

پاسخی دندان شکن به دشمنان

داده‌اند با کُلِ نیرو و توان

می‌درخشد نامِ ایران در جهان

کور گردد، دیده‌یِ اهریمنان

هر که ‌دارد عشقِ ‌ایران‌ را به دل

کی شَوَد از کرده‌اش یک دم خجل

 

(برای شادی روح شهدا صلوات)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
همه ی ایران ایستاد به جز اون کسی که باید می ایستاد.خون تموم این شهدا رو زیر پا گذاشتن و به آغوش استکبار رفتن٬شک ندارم هیچ کدوم از این شهدا از این آقایون نمیگذرن.
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
سلام استاد.بسیار زیبا و حماسی بود. سلامت باشید:)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٩/٢٦
٠
٠
سلام ،شعر شما که مثل همیشه زیبا بود ،ممنون اما من که زیاد به این توافقات و برجام خوشبین نیستم .
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات