دود از کنده بلند می‌شه!

دود از کنده بلند می‌شه!

نویسنده : علیرضا خورسندی

تلفن همراه پیرمردى كه توى اتوبوس كنارم نشسته بود زنگ خورد...
پیرمرد به زحمت تلفن را با دست‌هاى لرزان از جیبش درآورد، هرچه تلفن را در مقابل صورتش
عقب و جلو كرد نتوانست اسم تماس گیرنده را بخواند...
رو به من كرد و گفت، ببخشید، چی نوشته؟
گفتم: نوشته، «همه چیزم»!
پیرمرد: الو، سلام عزیزم...
یکهو دستش را جلوى تلفن گرفت و با صداى آرام و لبخندى زیبا و قدیمى به من گفت:
همسرمه... مادر بچه‌هامه.


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
imanhkt
imanhkt
٩١/١١/٠١
١
٠
زیبا بود ...!
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩١/١٢/٢٢
٠
٠
نه بابا ؟؟؟
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/٠١
٠
٠
وای چه قشنگ.....! مردم مردای قدیم......
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٠٦
٠
٠
دقیقا شکوفه جان زدی به هدف!
bye
bye
٩١/١١/١٢
٠
٠
D:
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٠١
٠
٠
آخییییییی..... الهیییییییییییییی....... خیلی قشنگ بود.... همسرمه ..... مادر بچه هامه...... خیلی زیبا....
گل
گل
٩١/١١/٠١
٠
١
حالا جوونا... عسلم برای اولاشه....بعد میشه منزل...آخرشم میشه ... نقطه
m-kian
m-kian
٩١/١١/٠١
١
٠
اوخییییییییییییییی...چه ناز بود
مجید
مجید
٩١/١١/٠٢
١
٠
سانسور کردیا...حواسم هست
mahshid2
mahshid2
٩١/١١/٠٢
٢
٠
زیبا بود...
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١١/٠٣
٠
٢
زیباست...تشکر
milad85
milad85
٩١/١١/٠٣
٠
٠
جالب بود
amir-mahdi
amir-mahdi
٩١/١١/٠٦
٠
١
وایـــــــــــــ مــــــامــــــــانــــــم ایــــنـــــا.....چقدر باحال بودن اینا
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٠٦
٠
٠
زیبا بود
sayedala-tagh
sayedala-tagh
٩١/١١/٠٨
٠
٠
چالب بود
bye
bye
٩١/١١/١٢
٠
٠
مرسی عزیزم
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٨
٠
٠
اوووووووووف به این می‌گن دوست داشتن!
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٤
٠
٠
ممنون
پری_شاهی
پری_شاهی
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
آخی قلبم
RKO
RKO
٩٢/٠٣/٢٥
٠
٠
چی میگی.!!!!!!!!!!!!!! البته ممکن آقا علیرضا رییس بشه بعد هممون بدبخت میشیم . آقا خیـلـــــــــــــــــــی قشــــــــــــــــــــــنگ بود؟؟؟؟!!!!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٦/٢٨
٠
٠
سلام مادر بچه‌هامه؟ يعني چه
zahra
zahra
٩٢/٠٧/٢٦
٠
٠
damesh garm khosh behale khanomesh
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات