آن مرد در باران آمد

آن مرد در باران آمد

نویسنده : شادزی خانوم

اين روزها عجيب دل تنگ ِ تو شده‌ام .دل تنگ ِ همان نگاه اول باری كه آسمان دلم را به آشوب كشاند. همان نگاهی كه با نگاهم برخورد كرد و ابر نگاهمان را بارور كرد و سر آخر آسمان دلمان را بارانی.

و همين بهانه‌ای شد تا من به دلم متذكر شوم كه تا باران نيايد آن مرد نخواهد آمد. شايد تمام باران‌ها بهانه‌ای باشد تا تو برای چند هزارمين بار آسمان دلم را بارانی كنی و همين علّتی باشد برای به معلول رساندن ِ رنگين كمان دلم .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
غمگین...:(
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
:(
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد .
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
او خواهد آمد :)
نسیم
نسیم
٩٤/٠٥/٠٦
٠
١
خیلی ا م دشنده (قشنگه)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
عزيزم :)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
لطف داری عزيزم :)
tanin
tanin
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
غمناک:(
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
آخ :(
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
سلام:خیلی خوب بود.قلبتون لبریزشادی باد.
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
ممنون از شما :)
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
زیبا بود،ممنون
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
لطف داری عزيزم :)
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٧
١
٠
تویی بهانه آن ابرها که می گریند
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
به اميد ظهورش :)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
خواهش می كنم :)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠