حقیقت‌های واقعی خاکستری‌اند

حقیقت‌های واقعی خاکستری‌اند

نویسنده : Bluish

نورها دروغ می‌گویند. باعث می‌شوند متفاوت ببینی -یا لااقل فکر کنی که متفاوت می‌بینی- که سادگیِ دیوار ساده را درک نکنی. اما فقط نورها نیستند که دروغ می‌گویند؛ خائنِ خودی هم هست. نام‌شان مخروطی یا دوکی ست. سلولِ دروغ‌گوی مخروطی. که هرچه نور بیش‌تر، دروغ، بزرگ‌تر. دروغ‌های آبیِ بزرگ، که چسبندگیِ روح می‌آورند.

یک شب خیره شدم به دیوارِ اتاق و دیدم این استوانه‌ای‌ها راست می‌گویند در نورِ مه‌تاب. دنیا در تاریکی، یک حقیقتِ خاکستری ست. حقیقتِ ساده‌، که این‌بار واقعی ست. که نمی‌گذارد ببینی این مایعی که به‌خاطرِ سنگینیِ گوش‌واره گذاشتن روی گوش‌ات -بعد از مدت‌ها- پره‌ی گوش‌ات را قل‌قلک می‌دهد و لابد نامش خون است، چه رنگی ست. هرچه خیره می‌شوی به انگشتِ شست و اشاره‌ات که مرطوب شده‌اند با آن مایع، بیش‌تر نمی‌توانی تشخیص دهی. و لابد استوانه‌ای‌ها دارند داد می‌زنند که: «چه فرقی می‌کند! فکر کن آبی ست اصلا»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
tanin
tanin
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
چی شد؟:)
Bluish
Bluish
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
چیزی باید می‌شد؟
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
سلام...دمتون گرم...درباره...نپر کلامتون.،،درسته..،البته...گاها هم دروغ را اشکار می کنند.این معنارو می شه وقتی که براخرید لباس یا پارچه در هنگام شب.،،زیر نورعای رنگین...روشن..و حس کرد.،،وعکس اون آشکار کننده دروغ.،،هنگامی...که در ظلمات شب...احساس می کنید...وآن طرف چیزی تکان می خورد،،،سایه ای را می بینید..،گمانتان...یک غول از لوبیای سحرآمیز پایین آمده...ولی...چراغی که روشن می شپد.،.می بینی.،.سایه ی کتت بپده و...حقیقت واقعی...رنگش روشن است...وقتی است...که عرمانغی از پیش رویش برداشته می شود...این مانع می تواند نور باشد...یا هرچیزه دیگری...
Bluish
Bluish
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
سپاس از شما به‌خاطر وقتی که برای خوندن گذاشتین
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
جالب بود ... :) ... خسته نباشید و مراقب خودتون هم باشید :)
Bluish
Bluish
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
ممنون
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
نظریه ای در فلسفه هست که ادعا می کند هیچ حقیقت محضی وجود ندارد و همه چیز دروغ است.برداشت من از نوشته شما اینطور بود
Bluish
Bluish
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
بله همینطوره. ممنون که وقت گذاشتین و خوندین.
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
اگر سپهر بگردد ز حال خود تو مگرد - وگر زمانه نسازد تو با زمانه بساز . مسعود سعد .
Bluish
Bluish
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
ممنون
L_rezaee
L_rezaee
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
این دروغ ها به خاطر شدت باور پذیری مهجور شده ای که دارند سعی در ایجاد محیطی خلسه مانند برای دیدن سایه هایی است که در روز توفیق حضور در برابر چشمان ما را نداشتند و اما حالا هرچه بیشتر زل بزنی!بهتره نزار احساس تنهایی کنه با علم به اینکه میدونی یه دروغه
Bluish
Bluish
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
سپاس
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤