پیکاسو نباش؛ اما باش!

پیکاسو نباش؛ اما باش!

نویسنده : محدثه عارفی

این نقاشی ها را نگاه کنید:

اگر قرار باشد "همین" طرح‌ها را، عینا همین‌ها را، من و شما بکشیم؛ نمی پرسم در چند ساعت بلکه فکر می‌کنید در چند دقیقه این نقاشی‌ها را تمام کنید؟ اگر آنها با این تصور زندگی کنند که نقاشی‌هایشان، طرح‌های دوران بچگی امثال ماست میتوانند حس زنده ماندن داشته باشند؟!

خب بیایم سر تصویر زندگی خودمان.

اکبر آقا، سوپر محلمان، فقط مایحتاج اولیه‌ی زندگی ما را دارد و اگر مثلا از او شامپوی حالت دهنده‌ی مارک فلان را بخواهیم ندارد. اگر آبمیوه‌ی آلوئه ورا بخواهیم ندارد. حتی اگر از او بستنی دایتی بخواهیم ندارد، اما از صبح تا شب دم همان مغازه می‌ایستد و به منِ نوعی ماست می‌فروشد. نان می‌دهد و تازه همه‌ی اهل محل قبول دارند که اگر اکبر آقا نباشد راهشان برای خرید روزانه دور می شود.

زن اکبر آقا خیاط است. بهترین خیاط محله‌ی ما نیست اما دامن‌هایی که زن شهاب خان دوست دارد را فقط او می‌تواند بدوزد. راستش مهناز -دختر اقدس خانم - هم فقط از یقه‌هایی که او می‌دوزد خوشش می‌آید. اصلا اگر او نباشد چادرهای رنگی اهالی محله را چه کسی صبح بگیرد و ظهر دوخته شده پسِشان دهد؟

شادی، دختر اکبرآقا، دانشجوی ارشد معماری است. او بهترینِ رشته‌ی خودش نیست. می‌رود سرکار اما بهترین شاغل محل کارش هم نیست اما اگر شادی نباشد چه کسی حاضر است نقشه‌ی خانه‌ی آقا هادی را که پول کافی ندارد بکشد و بگوید پولش را به مرور زمان و در چند قسط متوالی میگیرد؟

می‌دانید هیچ کدام از ما پیکاسو نیستیم. هیچکداممان بهترین طرح های عالم را نمیزنیم. اما در حد خودمان که باید قلم بزنیم. نیست؟!

پ.ن: بزرگی‌ می‌گفت: "در آن دنیا نسبت سود به سرمایه را می سنجند. نه سود ها را و نه سرمایه ها را" . 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admin
admin
٩٤/٠٥/٠٦
١
٠
چقدر بی پیرایه و جالب بود این مطلب. یک نگاه لطیف و بسیار خوب توی این بود. به نظرم یک نویسنده خوب می تونه اینطور وقت ها خودش رو نشون بده. یعنی وقتی که بتونه از روی عکس اینطور سوژه ای رو تولید کنه
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
ممنون آقای نادری. خوشحال شدم. :)
aassak13
aassak13
٩٤/٠٥/٠٦
١
٠
بسی جالب بود.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
سپاس :)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٦
١
٠
عالی بود محدثه‎;)‎
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
سپاااس:)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٧
١
٠
دریغا که مشغول باطل شدیم - ز حق دور ماندیم و غافل شدیم . سعدی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
چه زیبا بود این بیت :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٠٧
١
٠
سلام:جالب بودممنون.پایدارباشید
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
سلاااام. سپاس :)
na3er
na3er
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
عالی بود
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
مرسی
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
هر کس از زندگی تصویری منحصر دارد که فقط خود او می تواند ترسیم کند
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
صد البته :)
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
خیلی نوشته ی خوب و تاثیرگذاری بود.خیلییی...
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
خوشحالم ازین بابت :)
f_eftekhari
f_eftekhari
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
نگاه بسیار جالبی بود ممنون:)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
:)
فائزه
فائزه
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون:)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
:)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٥/٠٧
١
٠
چقدر خوب مینویسی تو دختر آفرین:)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
ممنونم نسرین مهربون. :)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
محدثه ی عزیزم :-)
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات