احساساتت را بنويس

مهم است

که بهتر است از اصلاح صورت

يا از پختن لوبيا با سير.

کار کوچکی که از ما بر مي‌آيد

کمی جراتِ دانستن است

و بي‌ترديد

جنون و ترس نيز در اين دانايی نهفته‌اند

که قسمتي از تو مثل ساعت کوک مي‌شود

و از کار که افتاد

ديگر کوک نمي‌شود.

ولی اکنون چيزی زير پيراهنت تيک تيک مي‌کند

و تو با قاشقی لوبيا را هم مي‌زني

عشقی مُرد

عشقی رفت

عشقی ديگر...

آه! عشق به اندازه دانه‌های لوبيا

آری همه آن‌ها را بشمار

غم انگيز، غم انگيز است

که احساساتت بر روی آتش مي‌جوشند

اين را بنويس.

بنویس اين گونه است

آن گاه که مانند گرامافون‌های کوکی

در جا مي‌زنی

عشق‌های قدیمیت

اکنون با ديگرانند،

تو پير شده‌ای

و به بزن بهادرهای فيلم‌ها اکشن نمی‌مانی

سيگار برگی در دهانت

و شکمی گنده

ولی فقط بی پول

بی بهره از حکمت زندگانی

و دور از ماديات،

ترحم انگيز

ترحم به خود

لب‌هايت را سيگار برگ مي‌سوزاند

همان گونه که زمانی عشق مي‌سوزاند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
تو نیکو روش باش تا بد سگال - به نقض تو گفتن نیابد مجال . سعدی
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
امروز کلا نظرات کاربرا برای مطالب کم بوده و مطلب منم از این نظر مقام اولو داشته!خ
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
خلب خوب بود،ممنون
kianaz
kianaz
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
عالي با طعم پرتقالي :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
واقعا قشنگ بود ... نمیدونم چرا استقبال از این مطلب کم بوده ... لذت بردم :)
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
لبخند تو تمام تعادل شهر را بهم می ریزد، تو بخند. من شهر را دوباره می سازم
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
مثل همیشه تلخ. مثل اسپرسو بدون آب نمیشه قورتش داد نوشته هاتو :|
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
خیلی غمگین مینویسی قشنگه ولی دل ادم میگیره و دل خودت بیشتر ....دفه بعد یک شعر امیدوارانه ازت انتظار میره هاااااا من یکی منتظرشم
Cold
Cold
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
بذار بسوزونه لبتو...بلخره یه چیزی باید بسوزونه!
لیلی
لیلی
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
به خود رجوع کن نه به اشیا که حقیقت فریاد زند از پس هر اینه و زل بزنی به حقیقت تلخی که حال روحت را میسابد و برق می اندازد
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
حال عجیبی داشتم

اولین قرار عاشقی

٩٦/٠٥/٣١
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
صدای نفس هایمان را می شنیدیم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت دوم

٩٦/٠٥/٣١
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
چند خطی برای خاتونم...

تفاوت شخصيت

٩٦/٠٥/٣٠
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

غیرت

٩٦/٠٥/٢٩
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
همین امروز دست بکار شو

فردا تا ابد دیر است

٩٦/٠٥/٢٩
نمی‌دانم مرا چه شده است؟

آگه بخوان...

٩٦/٠٥/٢٥
در پی خودکشی خواننده راک

رستگاری چستر

٩٦/٠٥/٣٠
تبلیغات