خستگی یعنی هیچ کس برایت مهم نباشد. خستگی یعنی حوصله گوش دادن به هیچ آهنگی را نداشته باشی. خستگی یعنی فیلم دیدن هم برایت کسل کننده شود. خستگی یعنی دلت سفر نخواهد. خستگی یعنی بیخیال شدن از وایبر و لاین و تلگرام و هر کوفت دیگری. خستگی یعنی یک گوشی نوکیا ساده که آن هم محکومی به داشتنش. خستگی یعنی هر شب سر کار رفتن به امید گذشتن هر روز این روزها.

خستگی یعنی وقتی که به خودت هم شک داری. خستگی یعنی محکوم شوی به اجبار با کس و کسانی باشی که نمی‌خواهی باشی. خستگی یعنی شنیدن خبر تولد و مرگ نه خنده‌ات بیاندازد نه گریه. خستگی یعنی بدی هم برات مثل خوبی بی معنی باشد. خستگی یعنی لبخند زدن زوری بعد از شنیدن یک مزخرفی به اسم جک.

خستگی یعنی خنده و گریه آدم‌ها برایت معمولی شود. خستگی یعنی دوری آدم‌ها و ندیدن‌شان برایت عادی باشد. خستگی یعنی نظر آدم‌ها در موردت حتی روی سرعت پلک زدنت هم تاثیر نتواند بگذارد. خستگی یعنی با همان شلواری که می‌روی سرکار و خرید، بروی مهمانی. خستگی یعنی موی کوتاه و ریش سه تیغ و یک حالت معمولی. خستگی یعنی قرار داشتن روی مرز افسردگی. خستگی یعنی گریه نکردن و نخندیدن. خستگی یعنی فکر کردن به مرگ .خستگی یعنی تنهایی.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٦
١
٠
:)
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٥/٠٧
٠
١
کجای حرفام خنده داشت؟
tanin
tanin
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
خستگی یعنی یک نواخت شدن روزهایت..
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
سلام:شادوتندرست باشید.
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
خستگی یعنی دلتنگی خستگی یعنی انتظار
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
خوش بختی هم یعنی رها کردن همه ی کارها و آدم هایی که باعث آزارتان می شود! خسته هم نباشبد:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٧/٢٨
٠
٠
تولدت مبارک آقا فونیکس :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨