به یک مذاکره معمولی هم قانع ام!

به یک مذاکره معمولی هم قانع ام!

نویسنده : وبگردی

توافق که نه. من به یک مذاکره‌ی خالی هم قانع‌ام. وین؟ همین تهران هم کافی‌ست. شاید یکی از کافه‌های شلوغ انقلاب. دوتایی بنشینیم و حرف بزنیم. تو فقط تحریم‌هایت را بیشتر کنی: که نگاهت نکنم، که تماسی نگیرم، که دنبالت توی خیابان راه نیفتم. خودت با سلاح کشتار جمعی به جان جهان بیفتی ولی سلاح‌های من را ازم بگیری. چای خوردن با تو پای میز مذاکره بهترین اتفاق دنیاست، حتی اگر دستانت به خون عاشقان شهرِ دلم آغشته باشد.

=======

منبع:

http://dord.persianblog.ir/post/111/

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
خیلی خوب بود خیلیییییییییییییییییییی
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
وای خدای من عالی بود! عالی
na3er
na3er
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
پرفکت
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
خیلی هم عالی .
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
البته چون پای عشق وسطه نویسنده به یه مذاکره باخت-برد هم قانعه! بسیار زیبا...
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
چقدر زیبا بود:))))) هییی
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
منم به ی مذاکره معمولی قانعم.حتی اگر برد-برد نباشه.
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
حواستان باشد

آدم های آرام

٩٦/١٠/٢٨