خسته‌ام از این کویر / شعر

خسته‌ام از این کویر / شعر

نویسنده : ABBAS_MAK

خسته‌ام از این کویر، این کویر کور و پیر

این هبوط بی دلیل این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف، بادهای بی طرف 

ابرهای سربه راه، بیدهای سربه زیر

ای نظاره شگفت ای نگاه ناگهان 

ای هماره در نظر ای هنوز بی نظیر

آیه آیه‌ات صریح، سوره سوره‌ات فصیح

مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان، مثل گریه بی‌امان

مثل لحظه‌های وحی، اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب، در دیار خویشتن

با تو آشنا شدم با تو در همین مسیر

از کویر سوت و کور تا مرا صدا زدی

دیدمت ولی چه دور دیدمت ولی چه دیر

این تویی در آن طرف پشت میله‌ها رها

این منم در این طرف پشت میله‌ها اسیر

دست خسته مرا مثل کودکی بگیر

با خودت مرا ببر، خسته‌ام از این کویر

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
ز اشتیاق دیدنت دارم دلی تشنه تر از کوزه ی نادیده آب ملا قاسم مشهدی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
نا امیدانه....ولی جالب بود..ممنون.:)
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
شعر زیبایی بود ممنونم
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
سلام...بسیار خوب...
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
من کویرم تشنه بارانم از جنس زمینم محتاج آسمانم
afson
afson
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
زیبا بود.........و خیال انگیز
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات