تو اگر ناز کنی، ناز کشیدن بلدم / شعر

تو اگر ناز کنی، ناز کشیدن بلدم / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

تو اگر ناز کنی، ناز کشیدن بلدم

ناز از چشم پر از عشوه خریدن بلدم

قفس خسته دلی‌های من عاشق را

باز کن تا که ببینی که پریدن بلدم

لب تو باغ انار است، به شوق آوردم

میوه عشق ز لبخند تو چیدن بلدم

خنده کن تا بشوی سوژه نقاشی من

من فقط شیوه لبخند کشیدن بلدم

بگذر از پیش من، ای یوسف زیبا و ببین

محو زیبایی تو، انگشت بریدن بلدم

هر چه خواهی اذیت کن این عاشقت را

ذوب در عشق توام، زجر کشیدن بلدم

بوسه پنهانی و جام و من و تو، هیج نترس

من شتر دیدن و گفتن که ندیدم، بلدم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٢٨
٠
٠
سلام....بسیار زیبا...و دلچسب...
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
خواهش می شود ..
aassak13
aassak13
٩٤/٠٤/٢٨
٠
٠
عالی بود. اجازه کپی پیست(البته با ذکر منبع)؟
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
بفرمایین ...
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٨
٠
٠
ایشاللا که بچه نابالغ از این ورا رد نشده باشه‎:)‎ زیبا و هنرمندانه... فقط حس میکنم ابیات آخر یه کم از وزن خارج شده، شاید!
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٩
١
٠
خیلی خوب .
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
ممنون ...شعر زیبایی بود.:)
هاچ
هاچ
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
تو اگر عسل بخوای / عسل خریدن بلدم :دی
هاچ
هاچ
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
این شعر رو شما گفتین؟ آخه کنار مطلب علامت کپی بودن مطلب هست
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
کجاس مشه آدرس دقیق بدین منم ببینم کی مطلبو کپی زده ؟
هاچ
هاچ
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
نه نه کسی مطلبو کپی نزده. توی صفحه ی اصلی سایت که عنوانِ مطالب هست، یک علامت وجود داره. به طور کلی سه تا علامت هست: علامتی که مربوط به پست های نوشته ی خوده کاربرانه، علامت مربوط به پست های برگزیده و علامت مربوط به پست هایی که از یک سایت دیگه اینجا گذاشته میشه و خوده کاربر اونو ننوشته. که کنار این مطلب شما علامت نوعه سوم بود
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
ممنون از تذکرتون ... دیدمش ... ولی این کپی نیست .. توی وبلاگ خودم نوشتم و الان گذاشتمش اینجا...
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
اشتباه از سایت بوده :)
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
زیبا...............
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢١
٠
٠
اشعار و متن های زیبایی که با دوستان جیمی در میان میگذارید نشانگر طبعی والا از هنر است متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات