مزاح با مادر / شعر

مزاح با مادر / شعر

نویسنده : h_komailinezhad

کسی که گوش مرا می‌کشید، مادر بود

کسی که در بغلم می‌لمید، مادر بود

کسی که آب به قنداقه بست، من بودم‌

کسی که زحمت شستن کشید، مادر بود

کسی که چهره من می‌نواخت با سیلی‌

اگر ز بنده صدا می‌شنید، مادر بود

کسی که شیر برایم خرید، بابا بود

کسی که شیر مرا سرکشید، مادر بود

کسی که پول به دستم سپرد، بود پدر

کسی که کفش و جورابی خرید، مادر بود

کسی که در عوض پروراندن بنده‌

فقط به تیپ خودش می‌رسید، مادر بود

کسی که نیمه‌شب از جیغ و جار بی‌وقتم‌

خطوط چهره به هم می‌کشید، مادر بود...

***

تمام آنچه که گفتم، مزاح و شوخی بود

چرا که سوژه شعر جدید، مادر بود

کسی که خلد برین را بدون سرقفلی‌

ز محضر  ایزد خرید، مادر بود

چو پخت نان خودش طبع شعر من، فرمود:

کسی که بهتر از این نان پزید، مادر بود!

(رضا رفیع)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
به به من عاشق برادران رفیعم مشهدی های با مرام
h_komailinezhad
h_komailinezhad
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
سلام متشکرم
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
دانسته ام کنون ای مادر عزیز در بحر بیکرانه و پر موج زنده گی تو ناخدای قایق بشکسته ء منی
h_komailinezhad
h_komailinezhad
٩٤/٠٥/٠٢
١
٠
سلام از حضورتان سپاسگزارم
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
قشنگ بود .کلا کارای آقای رفیع خوبن اکثرا:)
h_komailinezhad
h_komailinezhad
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
سلام با نظرتون موافقم ، متشکر
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
جالب بود واقعا ... :)
h_komailinezhad
h_komailinezhad
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
سلام از حضورتان مشعوفم جناب آقای بزرگواری ، سپاس
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
پژواک صدایم را... در قهقهه ی مادر... هنگام عبور از ان... تاریکیِ ره دیدم
h_komailinezhad
h_komailinezhad
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
سپاسگزارم
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٣
١
٠
کسی که ناز مرا می کشید مادر بود . مرسی .
H_AKBARI
H_AKBARI
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
عالی بود مشعوف شدم.}}
h_komailinezhad
h_komailinezhad
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
دشمن نشناسی های ما

فرهاد که اسکار می گرفتی همه عمر!

٩٥/١٢/١٠
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
شعری سروده خودم

شاید نگیرد چشم تو عشق زلیخا را

٩٥/١٢/٠٩
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
یک وقت هایی برای رهایی باید گفت

بله بله, حق با شماست

٩٥/١٢/٠٩
خوشبختی ورای حرف های مردم است

برای دخترکم

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات