سلام ای قهوه تلخ استکانم/ شعر

سلام ای قهوه تلخ استکانم/ شعر

نویسنده : n_rohani

سلام ای قهوه تلخ استکانم

بگو حالت چطور است تا بدانم

نمی‌دانی چرا تو قهوه تلخی؟

برایت این دلایل را بخوانم

یکی این که تو هم چون قهوه تلخ

زدی گرمای عشقت را به جانم

دوتایتان لبم را سوختاندید

ز گرمای شما آتشفشانم

و دوم با وجود تلخ بودن

دوتاتان خوشگوارید بر لبانم

دوتاتان خستگی را می‌پرانید

دوتاتان لازمید در آستانم

کمی اما تو و آن فرق دارید

ز قهوه فال فردا را بدانم

ولی تو فال من در نقش فنجان

تو فردای منی فردای جانم

از این ها بگذریم ای قهوه تلخ

من الان چون جهان باستانم

جهان خسرو و شیرین و فرهاد

چو آنان مثنویم داستانم

چو فرهاد عاشقی دیوانه‌ام من

چو او اسطوره‌ای در عاشقانم

منم چون زهره‌ام دنبال ماهم

تویی آن ماه اندر آسمانم

خلاصه نعمت این هم اصل مطلب

تو را می‌خواهم ای آرام جانم

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
سوختاندید‎;)‎ بابا ابتکار‎;)‎
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
ههه مرسی از شما
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
سلام...خوب....سوختاندید....باحاله...
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
ممنون از تشریف اوردنتون
aban_y
aban_y
٩٤/٠٥/٠٨
١
٠
عجب جالب بود :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
:) ... زیبا بود
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
خیلی خوب بود ممنون .
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
نظر لطف شماست
m_maed0090
m_maed0090
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
عالی
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
قشنگ و دیگر هیچ...
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
قهوه‌ات را بخور / آرام گوش کن / شاید با هم دوباره‌ قهوه‌ای نخوریم
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
زیباست
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
این شعر عالی بود:)))تبریک
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
باعث افتخاره اگه پستهای بنده را مطالعه کرده و نظر بدید
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
"نمیدانی چرا تو فهوه تلخی؟ برایت این دلایل را بخوانم" یکی اینکه تو همچون قهوه تلخ زدی گرمای عشقت را به جانم:)))خیلی خوبه این ابیات
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات