او مجازی می‌رود؛ تو واقعی می‌شکنی!

او مجازی می‌رود؛ تو واقعی می‌شکنی!

نویسنده : رضا تمجیدی

دنیای مجازی، شبکه‌های اجتماعی، دوستانی از جنسی دیگر، از نوعی دیگر، همان‌هایی که شاید اصلا آن‌ها را ندیده باشی و فقط آن‌چه می‌بینی عکسی ست در گوشه‌ای از پروفایل‌شان. همان عکسی که می‌خندد یا نمی‌خندد، جدی ست، سرش پایین است، سیاه سفید است، یا هر حالت و رنگی. تو به همان عکس می‌شناسی‌اش.

همان یک عکس با حرف‌هایی که می‌گوید، درد دل‌هایی که می‌کند و می‌شنوی یا تو می‌گویی و او می‌شنود، انگار از همه به تو نزدیک‌تر است، انگار صد سال است می‌شناسی‌اش. همان عکس می‌شود رفیقت، همدم تنهایی‌هایت، یار بی کسی‌هایت، وقتی که هیچ کس کنارت نیست او هست. کنارت نیست ولی با توست.

چنان دلبسته یک عکس می‌شوی که اگر یک روز نبینی‌اش دلت تنگ می‌شود، نگرانش می‌شوی، نمی‌دانی کجاست فقط باید چشمت به صفحه گوشی‌ات باشد. همان جایی که او را دیدی، همان‌جایی که با او آشنا شدی، رفیق شدی و دل بستی. همان دنیایی که واقعی نیست.

ولی دل بستن تو که واقعی ست، خندیدنت که واقعی است، اشک‌هایت که واقعی ست، تپش‌های قلبت که واقعی ست.

او هم واقعی ست، ولی دنیایت مجازی ست، شاید خوب است که مجازی ست، چون کنارت نیست تا اشک‌هایت را ببیند، نیست که پریشانی‌ات را ببیند، وقتی که صورتت خیس است و می‌گویی خوبم، نمی‌فهمد. وقتی که خودت ویرانی و سعی می‌کنی به او دلداری بدهی نمی‌داند.

ولی امان از روزی که برود، بدون خداحافظی، در دنیای مجازی‌ات واقعأ برود. مجازی می‌آید و واقعی می‌رود، در دنیای مجازی تو می‌رود و دنیای واقعی‌ات بهم می‌ریزد، او مجازی می‌رود تو واقعی می‌شکنی.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
translator
translator
٩٤/٠٤/٢٨
٠
٠
کاملا صحیح... این دنیای مجازی دنیای واقعی خیلیا رو خراب کرده...کاش کمی هوشیار تر و عاقل تر باشیم ...
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
ممنون بخاطر حضورتون
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٢٨
٠
٠
واقعازیبابود....ممنون:)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
ممنون بخاطر حضورتون دوست من
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
اوهوم... همینطوره.... شیک نوشتین ودغدغه مند....قلمتان مستدآم...اوقاتتان همیشه به شادی (^_^)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
ممنون بخاطر حضورتون
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
واقعا همینطوره د. ممنون .
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
ممنون بخاطر حضورتون
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
حتی تیتر به تنهایی هم بسیار گویا و تاثیرگذاره...مرسی.
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
ممنون بخاطر حضورتون
فائزه
فائزه
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
....:)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
ممنون بخاطر حضورتون
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
بح...خوشم اومد!مخصوصادوخط آخرشوخیلی دوسداشتم..موفق باشید..(^__^)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
نظر لطف شماست ممنون دوست خوبم
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
حواستان باشد

آدم های آرام

٩٦/١٠/٢٨