همذات پنداریت توی حلقم
شوخی با بزرگان!

همذات پنداریت توی حلقم

نویسنده : meshkat

همذات پنداری با شخصیت‌های یک داستان فی نفسه بد نیست ولی اگر با جوگیر شدن همراه شود می‌تواند کار دست آدم بدهد و رنجش روحی را به یک مشکل پاتولوژیک مبدل کند؛ نظیر اتفاقي كه برای «بالزاک» نویسنده فرانسوی افتاد. بالزاك همزمان با خلق «باباگوریو» با درگیری‌های کلامی شبانه‌ای که با دو شخصیت دخترِ داستان داشت، حسابی اطرافیانش را ترساند! وی تا جایی پیش رفت که دخترها را با صدای بلند صدا می‌زد و التماس می‌کرد حالا که پای پدرشان لب گور است به عیادتش بروند و همه چیز را نگذارند برای مراسم ختم! یک نفر هم نبود بهش یادآور شود که اخوی! این فرزندان ناخلف را قلم وزین خودت خلق کرده است! موقع مرگ باباگوریو هم آقای نویسنده با گریه و زاری چند روزه‌اش، حسابی برای پیرمرد قصه سنگ تمام گذاشت!

از آن‌جایی که هیچ کس تنها نیست، نظیر این همذات پنداری برای «فلوبر» خالق شاهکار «مادام بواری» نیز رخ داد؛ نامبرده پس از نوشتن صحنه زهر خوردن شخصیت اول داستانش، «اِما»، بشدت دچار سرگیجه و تهوع شد، ولی نه بخاطر خستگی ناشی از نوشتن، چون پزشکان بعد از انجام چند آزمایش اعلام کردند که جناب فلوبر مسموم شده‌اند! همذات پنداری تا کجا آخر؟ در همین راستا وقتی راجع به شخصیتی که اما بوواری از آن اقتباس شده بود، از فلوبر سؤال پرسیدند، وی ضمن انکار جنسیت خود، پاسخ داد: «مادام بوواری منم»! هر چقدر هم ریش سفیدهای فامیل جمع شدند و به گوشش خواندند که خیرالامور اوسطها، افاقه نکرد! حالا جای شکرش باقی ست که در این اتمسفر قویِ مادام بوواری، جناب نویسنده به دیار باقی نشتافت! فلوبر عزیز علاوه بر افراط در همذات پنداري، درمورد نگارش آثارش هم از صنعت افراط(!) بهره می‌برد، بگونه‌اي كه هفته‌ها صرف نوشتن تنها و تنها يك صفحه مي‌کرد و در انتها آثارش را توي اتاق كارش با صداي بسيار بلند می‌خواند، زين سبب اتاق كارش را فريادگاه ناميده بود!

البته از آنجایی كه وی تاثيرگرفته از موضوعات و سبك بالزاک است، بروز همچين مسائلي دور از انتظار هم نيست. روايت شده كه «مادام بواري» با الهام از «زن سي ساله» بالزاك نوشته شده است؛ حالا راست و دروغش گردن راوي!

ادامه دارد...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
خیلی مطلب جالبی بود قبلا نشنیده بودم این دو حکایت رو. بامزه میشه ها این میزان هم ذات پنداری! حالا مادام بواری و باباگوریو هر دوشون شخصیت هاشون آدم بودن فک کنین پل استر اگه با شخصیت اصلی کتاب تیمبوکتو یعنی مستر بونز ( که یه سگه )هم ذات پنداری میکرد چه اوضاعی واسه همسرش درست میشد!
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
جالبی از خودتونه. جداً؟ واجب شد این کتاب پل استرو بخونم، وسوسه شدم حسابی.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
به زودی یه معرفی از این کتاب میذارم همین جا اگه دوستش داشتی بخون من که آثار استر رو واقعا دوست دارم.
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
دستت درست‎:)‎
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
نه از دخترای باباگوروی دل خوشی داشتم نه از اما بواری.کلا از بی وفایی به پدر و مادر و خیانت به همسر متنفرم حتی در قالب داستان. نمیدونم یه نویسنده چطور میتونه قهرمان کتابش رو یه زن یا مرد خائن انتخاب کنه تازه باهاش هم ذات پنداری هم بکنه!
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٣
١
٠
آره دقیقا، منم حال نمیکنم، واللا کارشون از همذات پنداری هم گذشته، آخرالزمان شده خواهر!
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
عاقا من نخوندم اینایی که گفتینو :(((ولی هرکی هستن کارشون از عجیب هم گذشته!!!نشنیده بودم،موضوع جدیدی بود...همذات پنداری فقط موقعی خوبه که خودتو تو شرایط و وضعیت شخصیتای داستان بذاری و بتونی تصمیم بگیری به جای اونا،یا اینکه درس بگیری از کاری که اونا کردن واسه زندگی واقعی،نه اینجوری افراطی وجنون وار...مرسی:)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
اینا که دوتا از بزرگترین نویسنده هان، همذات پنداری که هیچی، برا شخصیتها تصمیم هم گرفتن بالاخره مسئولشون بودن دیگه ولی خب همذات پنداریشون یه نموره!!! غلیظ بوده! ممنون خانوم.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
جالب بودا ... ولی این قضیه در تمام انسانها بوجود میاد ... گاهی با خوندن یک داستان ، گاهی با گوش دادن یک آهنگ ، یک درد ودل ، یک فیلم و غیره ... ولی شدت وحدتش فرق میکنه ... پس باید مراقب امواجی که به سمتمون میاد باشیم
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
فرمایش تون متینه، این امواج همیشه هست ولی امان از این افراط، شخصاً همذات پنداریم خیلی قویه متاسفانه! ممنون جناب بزرگواری.
راتا
راتا
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
نکنه منم بامطالب عاشقانه ای که توی جیم میذارن همذات پنداری کنم وراست راستی عاشق شم!!!!!!بایدمواظب خودم واین داستانهای جیم باشم:))........جداازهمه چیزقشنگ بودمطلبت دوست خوبم...ممنون
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
‎:)‎ تو جیم که اتمسفر عاشقانه و پروانه ای خیلی قویه، باید مواظب باشیم! مرسی راتا جان...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
هم ذات پنداری...معمولا این اتفاقات در تماشای فیلم ها و سریال ها شایع تر است...و می بایست..سراغ مضامینی رفت که الگو هستند و راه موفقیت را طی طریق می کنند...چون طبق نظر شما...در شخصیت حقیقی شخص بروزو ظهورمی کند...گاهی وقت ها یک شخص با خود خود هم ذات پنداری می کند...یعنی با آن خودی که در خیال خود دارد نه آن خود حقیقی اش...
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
بله دقیقا، اکثر مردم با شخصیتای فیلما همذات پنداری میکنن، همذات پنداری با نوشته ها خفیف تره... همذات پنداری با خودخیالی خیلی پیچیده ست توضیحش، با اینکه احتمالا مقوله فراگیریه... سپاس از حضور.
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
متن جالبی بود.... مرسی عزیزم...... بله دیگه نویسنده ها استاد همذات پنداریین...... کلا این افراط در همذات پنداری توو نویسنده های مطرح زیاد دیده میشه .یادم نمیاد چیزی شبیه به همینو راجع به همذات پنداری در مورد مارکز یا چخوف خوندم ، خیلی وقت پیش....... بخشی از نوشته ت اونجا که فلوبر میگه "مادام بوواری منم " منو یاد فیلم گاو انداخت . بازم مرسی عزیزم ...تشکرات فراوان :))
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
بله دیگه استادن که همچین آثاری خلق میکنن‎;)‎ در مورد مارکز و چخوف که گفتی منو کنجکاو کردم برم بخونم، البته راجع به همینگوی و استاد شهریار هم نمونه شو خوندم، ایشاللا تو جیم مینویسم. چه جالب فاطمه! خودمم یاد فیلم گاو افتادم‎:)‎ مرسی از حضورت خانوم.
قاصدک-1
قاصدک-1
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
خیلی جالب بود ...استفاده کردم =)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
خواهش میکنم خانوم...
s_darkling
s_darkling
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
جالب بود دیگه تا این حد.
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
بلکم بیشتر! مرسی
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
اینم جالب بود مرسی.
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٠٧
٠
٠
ناقابله‎;)‎
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤