چنان آشفته‌ام کردی... / شعر

چنان آشفته‌ام کردی... / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

چنان آشفته‌ام کردی که ابراهیم بت‌ها را

به حدی دوستت دارم که دنیا دوست دنیا را

جهان را با تو تنها می‌شود چندی تحمل کرد

الهی بی‌تو چشمانم نبیند صبح فردا را

جهان زندان دلبازی است، دلتنگی به من می‌گفت

که ماهی‌ها نمی‌خواهند حتی تنگ دریا را

برایم سیب و آرامش بخر با لحن ازمیری 

که من امروز بی‌رحمانه «ناظم حکمت»م، سارا!

کسی در چشم‌هایم زیر لب انجیل می‌خواند

و رحمت می‌فرستد مردگان، حتی یهودا را

(محمدسعید شاد)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
سلام:زنده وشادکام باشید
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
سپاس از انتخاب شما.. شاه بیت؛ همان بیت اول بود و بس..
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٤/٠٦/١٠
٠
١
ممنون..آدمویادشعر فاضل نظری میندازه :)
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
مرا دیوانه ی خود کرد چون موسی که دریا را................فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را......
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

آیینه‌وار از دل و از جان شکسته‌ایم

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات