مثل روزای بارونی / شعر

مثل روزای بارونی / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

یه روز دلم گرفته بود مثل روزای بارونی

از اون هواها که خودت حال و هواشو می‌دونی

اگه بشه با واژه‌ها حالمو تعریف بکنم

تو هم منو ، شعر منو با همه حست می‌خونی

یه حالی داشتم که نگو، یه حالی داشتم که نپرس

یه تیکه از روحمو من جایی گذاشتم که نپرس

یه جایی که می‌گردمو دوباره پیداش می‌کنم

حتی اگه کویر باشه بهشت دنیاش می‌کنم

اسم قشنگ شهرمو تو می‌دونی چی می‌زارم

دونه دونه کوچه‌هاشو به اسمای کی می‌زارم

آخه تو هم مثل منی، مثل دلای بارونی

وقتی هوا ابری می‌شه حال و هوا مو می‌دونی

(محمد علی بهمنی)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
عالی بود و لذت بخش، مرسی :)
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
انتخاب با احساسی بود..
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
به به
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
سلام:انتخاب قشنگی بود.لبتان خندان.
راتا
راتا
٩٤/٠٦/١٩
٠
٠
انتخابی دوست داشتنی:)
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/١٩
٠
٠
خیلی زیبابود،ممنون
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
فرزندت را قورت بده تا قورتیده نشود

چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟

٩٦/٠٩/١٥
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

٩٦/٠٩/١٥
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
شعری سروده خودم

فخر عالم

٩٦/٠٩/١٥
هبوط

پیدایش انسان

٩٦/٠٩/٢١
شعری سروده خودم

غرور

٩٦/٠٩/٢١
حال خوب یعنی...

صدای زنگوله ی کبوتر ها

٩٦/٠٩/٢٢

جنگل سپید

٩٦/٠٩/٢٢
تبلیغات