من پینک فلوید گوش نمی‌دهم

من پینک فلوید گوش نمی‌دهم

نویسنده : m_kargadan

عزیز من، من که پینک فلوید گوش نمی‌دهم همان بیتلز را هم به زور می‌فهمم. بگذار فرهاد خودمان بخواند، کمی برویم توی لاک خودمان، کمی دودی بشویم، کمی سیاه و سفید بشویم، نوستالوژی بشویم. بعد یکهو تو تصمیم بگیری که نروی و آن سال جنگ شروع نشود و پسر بچه‌ای که دو سر و شش دست و شانزده چشم داشت هیچ وقت به دنیا نیاید. 

عزیز من، هیولای تنهایی خیلی مارموز است. یکهو می‌بینی چمباتمه زده گوشه دلت و خرناس می‌کشد و توی این دیسمبر اسنو گیر کرده‌ای و این زمستان سر نمی‌شود با این چیزها بیکاز تو نیستی، یعنی هستی‌ها، آنجورها نیستی! بعد توپ را به زمین من می‌اندازی، حالا من هر قدر هم که شوت محکمی بزنم گل نمی‌شود که، گل هم بشود آفسایدی، دو پینگی، کارت قرمزی از تویش در می‌آید. کارت قرمز که می‌دانی چیست؟ یعنی کارد بردارند و روی دلت خط بیاندازند. بعد همینطور زخمی و خسته سوار موتور بشوی و گاز بدهی که به او برسی و برسی و بعد خیلی آرام در پایان یک فیلم فارسی بمیری. هی فرهاد بخواند، پینک فلوید بخواند، بیتلز بخواند، لینکین پارک بخواند، اصلا بگذار ابی بخواند: خالی از خویشی و غربت...

عزیز من، گل قالی که شکوفه نمی‌دهد فقط پا می‌خورد و قالی که پا بخورد می‌رود روی قیمتش. قیمتش اما به حال قالی که فایده ندارد، یکی دیگر عشقش را می‌کند. قالی فقط غصه گل و بته‌هایش را می‌خورد که هیچ بهاری آن‌ها را سبز نکرده. تو هم که داری می‌روی دیگر به کدام فصل باید اعتماد کرد؟ کدام فصل را باید دوست داشت؟ انتظار کدام فصل را کشید؟

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٤/٢٩
١
٠
خیلی خوب بود. همچین سیر جالبی داشت به نظرم. البته مثلا برای من که اهل رمان خودند نیستم اون خط اولش یکم گنگ بود ولی خب با ادامه دادن کم کم حساب کار دستم امد :) آفرین
هاچ
هاچ
٩٤/٠٤/٢٩
١
٠
ولی خط اول به رمان خوندن مربوط نبود به نظرم... مربوط به موسیقی بود :-؟
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٣٠
١
٠
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٤/٣٠
١
٠
ازین آسمون ریسمون بافتنا و به هم مربوط کردنشون خیلی لذت میبرم. ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨