عشق فرانسوی، تلخِ تلخِ تلخ

عشق فرانسوی، تلخِ تلخِ تلخ

نویسنده : sjalal

روی نیمکت محوطه دانشگاه نشسته بود و تمام حواسش در موبایل. منتظر روشنایی صفحه بود. سایه ای را اطرافش حس کرد.

- سلام

- سلام. فکر نمی کردم بیای

- پیامت رو دیشب خوندم

- خب

- راستش خجالت کشیدم

- چرا؟

- انتظار نداشتم اون جمله رو به من بگی

- چه جالب. منم سخت بود برام گفتنش، روم نمیشد بگم

- حالا چرا به فرانسوی نوشته بودی

- چون میدونستم دانشجوی ادبیات فرانسه‌ای

- راستش غافلگیر شدم، نمیدونم چی بگم

- بذار آموزشی برم بعد دوباره با هم قرار می‌ذاریم

- منتظرت می مونم

بعدِ آموزشی با خوشحالی رفت خانه تا موبایلش را چک کند. اما ناگهان به هم ریخت."متاسفم، تو به درد من نمیخوری. شرایط من رو نداری. هیچی نداری. فردا نامزدیمه. دیگه با من تماس نگیر"

پ.ن: این داستان واقعی و مربوط به یک دوست قدیمی است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
البته شایدم تصمیمش منطقی بوده، ولی چیزی از تلخیش کم نمیشه‎:(‎
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
دقیقا همینطوره
tanin
tanin
٩٤/٠٥/٠٤
١
٠
چه قد غمناک:(
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
بله.دقیقا
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
به شدت تراژیک
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٥/٠٤
٢
٠
اموزشی منظور سربازی بود عایا؟!
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
همینطوره
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
تا میل نباشد بوصال از طرف دوست - سودی نکند حرص و تمنا که تو داری . سعدی
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
این بیت کاملا متناسب با فضای داستان است.ممنون
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی تلخ بود .............. مثل قهوه اسپرسو............. :(
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
کاملا موافقم
ana
ana
٩٤/٠٥/٠٤
١
٠
منظورازاموزش رونفهمیدم؟
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
دوره آموزشی سربازی
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٠٤
١
٠
خیلی جالب بود برام این داستان واقعی
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
لطف دارید
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
واقعا جالب بود و کوتاه و زیبا جلال جان ... توی این زمونه نباید توقع وفاداری های ادبیات داستانی رو داشت ... مخصوصا برای پسری که دوست نداشته باشه مردانگیشو به لجن بکشه
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
وفاداری کم شده اما خوشبختانه هنوز نابود نشده
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
کاش یه چن تا تلخ دیگه پشتش اضافه میکردین یا منوشتین تلخ به توانn خیلی خوب بود ممنون
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
چون داستان واقعی بود امکان اضافه کردن وجود نداشت
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٥/٠٥
٣
٠
ینی انتظار داشتید دختره تا انتهای آموزشی واسش وای میستاد؟
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
به لحاظ عاطفی بله،به لحاظ عقلانی نه
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
عجیب نیس که این حکایت تکراری واسه خیلیا رخ میده؟اکثرا هم فردای اون روز یا همون روزی که پسره از سربازی اومده نامزدی دخترس!سرنوشت های مشابه...چرا واقعا؟
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
خود من هم نمی دونم ولا
z_taherian
z_taherian
٩٤/٠٥/٠٥
٣
٠
حق با دخترس وقتی که پسره شرایط خوشبخت کردن اون رو نذاشته دلیلی نداره به خاطر یه عشق ساده یا هر چی ایندشو خراب کنه اگه ادم منطقی رفتار کنه اصلا هم تلخ نیست ممنون .
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
حرفتون به لحاظ منطقی درسته
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
آخـــــــی...دلم براش سوخت :/
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
من حس خنثی دارم
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠