باده حق را بنوش و هیچ مگو

باده حق را بنوش و هیچ مگو

نویسنده : قاصدک-1

پیمانه‌ام هر روز پر می‌شود، ساقی سهم مرا که روزی یک پیمانه است کنار می‌گذارد. گاهی روزها پیمانه من از رحمت او پر می‌شود، گاهی روزها پیمانه من از حکمت و محنت او پر می‌شود. در آنی که سهم من رحمت است باده‌ام را سر لاجرعه می‌کشم، اما در آنی که سهم من رنج و محنت است؛ چشمانم را می‌بندم، خم به ابرو می‌آورم، سهم باده‌ام را چون زهر هلاهل سر می‌کشم و جامم را به گونه‌ای به کنار می‌اندازم که ترک بر می‌دارد، اما نمی‌شکند چون جام من هم می‌داند رسالت او شکستن نیست اما می‌تواند ترک بردارد.

من نجوای جام را می‌شنوم،که با خود می‌گوید: خدایم را شاکرم که انسان نیستم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠٣
١
٠
بینهایت عالی و تکان دهنده
قاصدک-1
قاصدک-1
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
ممنون مشکات عزیز=)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٣
١
٠
الحق که همینطوره . خیلی خوب بود ممنون .
قاصدک-1
قاصدک-1
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
ممنون از شما ...خوشحالم که خوشتون اومد =)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
نوشیدن جام های محنت و بجای آوردن شکر ... دلی به سان دریا میخواهد و استقامتی فراتر از کوه
قاصدک-1
قاصدک-1
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
فقط میتونم در مقابل عظمت این حرف که به ظاهر ساده ودر عمل جانفرساست سکوت کنم =(
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات