فقط در ايران پيدا مي‌شود!

فقط در ايران پيدا مي‌شود!

نویسنده : پری سا

 هر چند يکبار ايميل‌هايی درباره ايران مى‌گيريم که عکس‌هاى خنده‌دار را نشان مى‌دهد و موضوع فقط در ايران يا only in iran  است. اين ايميل‌ها اگرچه خنده به لب می‌نشاند و يكي از ابعاد جامعه ايران را نشان می‌دهد اما در ايران چيزهايی هم هست که ساده از کنارشان می‌گذريم. اگر مدتى از ايران دور باشيد اين نکات زيبا، بيشتر خود را نشان می‌دهند.

 

امروز با همسرم به کوهپيمايى در دارآباد رفتيم. نيمه‌هاى راه گروهى زن و مرد با سن‌هاى کم و زياد نشسته بودند. مردى با موهاى سپيد و صدايى بسيار زيبا داشت ترانه می‌خواند و بقيه هم با او دم گرفته بودند. آن‌قدر جو گيرنده‌اى بود که ماهم نشستيم و با خواننده دم گرفتيم. وقتى ترانه شادتر شد جوانى خوش تيپ بلند شد و شروع کرد به رقصيدن. خواستم فيلمى بگيرم فکر کردم شايد دوست نداشته باشند. در اين‌حال فکر می‌کردم کجاى دنيا چنين حالت و جوى را می‌شود ديد؟

 

برگشتيم در قهوه‌خانه ساد‍‍‍‍‌ه بالاى کوه سفارش املت داديم. کنار دست فروشنده نوشته بود ما را در facebook ملاقات کنيد. باز فکر کردم در کجاى دنيا مى‌شود اين‌چنين املت خوشمزه و نان لواشى پيدا کرد که فروشنده‌اش هم تا اين حد به روز باشد؟ چون من تا حدى دنيا ديده هستم به تجربه می‌گويم هيچ‌کجا...

 

هنگام برگشتن خانمى با مانتو و روسرى و ظاهرى مرتب در حال فروختن گل بود. آن‌قدر ظاهر با کلاسى داشت که براى خريد گل پنجره را پايين دادم. شخصيت با وقارى داشت. وقتى گفتيم به شما نمى‌آيد گل بفروشيد با کلامى تکان‌دهنده گفت: بى‌کس هستم اما ناکس نيستم... زندگى را بايد با شرافت گذراند. کجاى دنيا مى‌توان اين سطح از فلسفه و حکمت را در کلام يک گل‌فروش يافت؟

 

به خانه که رسيديم همسرم يادش افتاد چيزهايى را نخريده است به سوپرى نزديک خانه رفتم و خريد کردم. دست کردم ديدم کيفم همراهم نيست. گفتم ببخشيد پول نياوردم می‌روم بياورم و در حالی‌که مبلغ کالايى که خريده بودم کم نبود، مغازه‌دار با اصرار گفت: نه آقا، قابل شما را ندارد، ببريد و با کلامى جدى و قاطع کالا را به من داد. تشکر کردم و در راه خانه فکر کردم کجاى دنيا چنين اعتمادى به يک غريبه وجود دارد؟ تازه پول را هم که آوردم فروشنده با تعجب گفت: آخه چه عجله‌اى بود؟

 

شب در حالي‌که پشت لپ‌تاپم داشتم کار مى‌کردم، يک‌باره صداى آکاردئونيکى از ترانه‌هاى خاطره‌انگيز را سر داد. در کوچه نوازنده‌اى با زيباترين حالت و مهارتى خاص مي‌نواخت. به دنبال صدا رفتم و پنجره را باز کردم. يکى آمد و به او نزديک شد و گفت: از طبقه هشتم آمدم پايين فقط بخاطر اين ملودى قشنگى که مى‌زنى. حساب کردم ديدم پولى که در اين کوچه گرفت را اگر در ده کوچه گرفته باشد درآمد ماهانه خوبى دارد. در کجاى دنيا کسى مى‌تواند در کوچه‌اى سرودى را سر دهد؟ من جايى نديده‌ام.

 

مي‌توان همه رخدادهاى بالا را منفى ديد. چرا بايد خانمى با وقار گل بفروشد؟ چرا بايد نوازنده‌اى ماهر در کوچه بنوازد و از اين دست نگاه‌هاى منفى که خيلي‌ها دارند اما هيچ راه حلى هم ندارند که مثلا اين مرد اگر در کوچه ننوازد چه مشکلى حل خواهد شد و آيا نگاه‌هاى منفى ما کمکى به حل مشکلات دنيا می‌کند؟ من هر چه را ديدم مثبت می‌ديدم.

 

بعضى از ما چيزهايى را براى خودمان ذهنى کرده‌ايم در حالي‌که در عمل وجود ندارند و آن‌چه را که وجود دارد چشم ما نمی‌بيند و ذهن ما درک نمی‌کند. مثلاً آدم‌ها را به باکلاس و بی‌کلاس تقسيم کرده‌ايم. ماکسيما و پرادو و بنز با کلاس و پيکان و پرايد بی‌کلاسند. حالا در جاده‌گير کنيد، به هردليل، چه تمام شدن بنزين چه خرابى ماشين. امتحان کنيد حتى يک ماکسيما و پرادو و بنز بخاطر کمک به شما توقف نمی‌‌کند و اگر کسى به کمک‌تان بيايد يا پيکان دارد يا پرايد يا وانت. کدام با کلاس‌ترند؟

 

تنها به رخدادهاى يک روز عادى از زندگى مى‌توانيد فکر کنيد در آن تلخ و شيرين بسيار وجود دارد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/١٦
٠
٠
بازم اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووول......
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/١٦
١
٠
چند میگیری جامو پس بدی؟ غاصب! خخخخ
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/١٦
٠
٠
به شرطی که ادمینم بندازی تو شیشه الکل مثه اون آدم فروشه..... میدونی دیگه..... لازم دارمشون..... :)))))))) شاید این دفه جامو دادم بِت.... :)))))
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/١٦
١
٠
ادمین گفته دیگه اول اول نکنین حالم بهم خورده! مجبوریم دوم دوم کنیم! خخخخخخخ جات مال خودت
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/١٦
١
٠
واقعا راست گفتین.... مهم زاویه دید ما آدمهاست که عادت کردیم همیشه با نگاه انتقادی و منفی به همه چیز بنگریم...... ممنونم..... خیلی زیبا نوشتید....
parisa
parisa
٩١/١١/١٦
٠
٠
خواهش قابلی نداش.........
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/١٦
١
٠
متاسفانه این ها فقط جنبه فانتزی داره فقط میشه ب ظاهر شاد بود و مثبت اندیش بود حتا خوده شما ک این مطلبو نوشتی...
parisa
parisa
٩١/١١/١٦
١
٠
منظور؟؟؟؟؟؟؟چرا به من ایراد میگیری؟؟؟؟؟
مجید
مجید
٩١/١١/١٧
٠
٠
دوست داره به همه ایراد بگیره فضولی؟عزیزم از من ایراد بگیر
parisa
parisa
٩١/١١/١٨
٠
٠
حالا بیا بزن.........................خجالت نکش........
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/١٦
١
٠
نمیدونم چی بگم.بله حق باشماست.خیلی متن قشنگی بود.واقعا اگه بخوایم می تونیم دیدگاه مثبتی داشته باشیم.حتی به همون ایمیل ها با این دید نگاه کنیم که افراد اون سوژه ها می خواستن باعث شادی هموطناشون بشن.یک دنیا ممنون بابت مطلبتون
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/١٦
١
٠
کاملا موافق...
اسمانه
اسمانه
٩١/١١/١٦
١
٠
باز می رسیم به حرف سهراب که: چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید...
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١١/١٦
٠
٠
خنده های تلخ ...
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/١٦
١
٠
خیلیم منونم از شما واقا جالب بود.
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/١٦
٠
٠
عوض کردن دید و نگاه خیلی خوبه!ولی به قول آرشام میشه گفت اینا فانتزین و حقیقت چیز دیگریست!من از دیدن یه خانم متشخص که گل مبفروشه خوشحال نمیشم!چون ترجیح میدم واقعیتو ببینم!چرا باید دوست من بره آلمان اونم بصورت قاچاقی!اونجا بهش خونه بدن و حقوقی بدن برای بیکاریش تا براش یه کار پیدا بشه که از یه مهندس توی شرکت برق اینجا بیشتر باشه؟؟اینا حقیقته به نظر من!
parisa
parisa
٩١/١١/١٦
٠
٠
به نظرم هر کسی باید از خودش شروع کنه.....
simorgh
simorgh
٩١/١١/١٦
١
٠
واقعا اینا باعث خوشحالیه ک توی همچین کشوری ک رو به پیشرفته چنین انسانهایی و چنین تفکراتی وجود داشته باشه...دشمنانن ک نمیتونن خوبی ما رو ببینن.
parisa
parisa
٩١/١١/١٦
١
٠
خودمون نمیزاریم که خوبیامون دیده بشه.......
sherlok
sherlok
٩١/١١/١٦
١
٠
گل گفتی
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/١٦
٠
٠
گاهی میشه به این سوژه ها خندید اگه همیشه تلخ نگاه کنی،تلخ پیش میاد!
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/١٧
٠
٠
خیلی خوب بود ... مرسی ! واقعأ کجا میشه همچین چیزایی رو پیدا کرد ؟؟
smt_200
smt_200
٩١/١١/١٧
٠
٠
خیلی بهتون تبریک میگم که تونستید اینطور مثبت اندیش باشید درواقع این دید خود ما ادمهاست که میتونیم با نگاه مثبت و یا منفی به قضایای پیرامونی مون بنگریم میدونید که مثبت اندیش بودن موهبتی است که از ایمان به خدا سرچشمه میگیره و اینکه انسان بتونه همیشه نیمه پر لیوان رو ببینه نعمتی است که هرکسی را بدان راهی نیست میدونید اگه یه خورده به این بیشتر بیاندیشیم که خدا حی و حاضره و به ما و ذره ذره عالم هستی در تمام زمانهای گذشته حال و اینده اشراف کامل داشته و داره و خواهد داشت نظر ودیدمون کلا عوض میشه . تازه اینطوری بدونید که آرامش واقعی خواهیم داشت. در ضمن امیدواری تون هم بیشتر میشه. من خودم خیلی سعی میکنم مثبت اندیش باشم. همینه که شعارمم مربوط به امید و امیدوریه. بازم بهت تبریک میگم بابت این نگاه پر از آرامش و پر عطوفت شما. به امید امیدواری
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
بله واقعا...ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات