محض رضای خدا هم که شده متفاوت فکر کنید

محض رضای خدا هم که شده متفاوت فکر کنید

نویسنده : وبگردی

آمدم بگویم من از شعرهای حسین پناهی متنفرم. من از اس‌ام‌اس‌هایی که زیرشان منبع ندارند و هرکدام‌شان را لااقل ده بار دریافت کرده‌ام متنفرم. من از جمله‌ی «در زندگی زخم‌هایی هست...» متنفرم. من دلم می‌خواهد این جمله را سنگ بزنم. من از کلیپ‌هایی که با همکاری خسرو شکیبایی از دیار مردگان تهیه می‌شود بدم می‌آید. از عمو خسرو بازی و سینه چاکان دکلمه‌های بی‌نقص این بازیگر شهیر! و البته از ریمیکس‌های بوی عیدی هم همین‌قدر بدم می‌آید. از استفاده‌ی ابزاری از آدم‌ها، آهنگ‌ها. از گند زدن توی خاطره‌ها و نوستالژی‌ها. از دفاع و عربده‌کشی برای مهاجران افغانی، از کمپین‌هایی که تشکیل می‌شوند و می‌گویند: آن‌ها را به جای اسم‌شان، افغانی صدا نزنید. من از هر چیزی که به ابتذال کشیده می‌شود بدم می‌آید. از آدم‌های کپی شده. از کاربنی که زیر کارهای هم‌دیگر گذاشته‌ایم و یک آدم ثابت را در زندگی خودمان کپی می‌کنیم.

من حتا از نوشتن در مورد دهه‌ی سوخته و نسل به فنا رفته بدم می‌آید. از دعوای مبتذل دهه‌ی شصت و هفتاد. از هرکی بیش‌تر درد کشیده برنده‌اس. من از اعتراض کردن به تعطیلی نشر چشمه بدم می‌آید. از برگزاری نمایشگاه کتاب در فروشگاه چشمه زیر پل کریم‌خان. از کاورهایی که مضمون‌شان  سربرگ پیج‌های «وقتی» و «خوش‌حالی یعنی» باشد بیزارم. از دعوای خز و از مد افتاده بر سر ماه تولد و خوش‌حالی یعنی متولد فروردین باشی و از این دسته ایکس و ایگرگ گویی‌ها هم؛ من از کاور ِ «و این منم زنی تنها در آستانه‌ی فصلی سرد» متنفرم و حالم به‌هم می‌خورد وقتی هنوز هم ملت سر این‌که استقلالی هستند یا پرسپولیس باهم کل‌کل راه می‌اندازند.

کتاب‌هایی که خوانده‌ایم مشترک است. همه یک چیز را خوانده‌اند. همه یک چیزی را لایک کرده‌اند. فیلم‌های مورد علاقه‌مان، موزیک‌هایی که گوش می‌دهیم، کافه‌هایی که می‌رویم، همه شبیه همند. راستش را بخواهید من از انقلاب‌نویسی، کافه‌نویسی، کتاب‌فروشی‌نویسی، سیگارنویسی، سیاه‌نویسی و هرچیزی که مفهوم‌های عادی زندگی را از فرط تکرار، خز کند، متنفرم. من این‌جور زندگی را نمی‌فهمم. من جمله‌های دکتر شریعتی بنده‌ی خدا و کوروش و مایا و ذن را نمی‌فهمم. وای... کمپین‌های حمایت از کوروش کبیر، کمپین خاک بر سرت کنند گل‌شیفته فراهانی، کمپین عوضی‌ها بیان تو، کمپین گل‌شیفته دوستت داریم، کمپین مرده باد و زنده باد، کمپین‌های هرچیزی را بیش باد...

حالم به هم می‌خورد از تصمیم‌های گروهی یک مشت آدم شبیه به هم. ما از فیس‌بوک می‌خواهیم لوگویش را به خاطر میرحسین سبز کند. اگر این اس‌ام‌اس را به ده نفر بفرستی، واتز اپ و وایبرت دیگر حالت شارژی و پولی پیدا نخواهد کرد، حالم بد می‌شود از همه‌ی عکس‌هایی که صاحبان‌شان سگ تریر دارند. متنفرم از آدم‌هایی که برای زندگی کردن هیچ خلاقیت و نظری ندارند. ملتی که حالا چند وقت است افغانی‌دوست شده. اهل گفت‌و‌گوی تمدن‌هاست و هنوز حریصانه از اخبار، ماجراهای مربوط به روحانی را پی‌گیری می‌کند. ملتی که عرض ده ثانیه، عکس صفحه‌ی اصلی‌اش را با زرافه و تسلیت آذربایجان و رأی می‌دهم و نسرین ستوده عوض می‌کند.

چشم آدم خسته می‌شود از این همه تکرار. از این‌که مجبور است به دنیایی نگاه کند که همه‌چیزش تکراری‌ست. حسین پناهی‌اش تکراری‌ست، خسرو شکیبایی‌اش تکراری‌ست، دکتر شریعتی‌اش تکراری‌ست. فرازهایی از نهج‌البلاغه‌اش تکراری‌ست و کسی نیست که در همین موضوع‌ها هم که شده، وارد شود و لااقل چیز تازه‌ای کشف کند. یک اس‌ام‌اس، یک جمله، یک یادداشت چند خطی ثابت، دائم دارد دست به دست می‌شود و از این گوشی به آن گوشی، از این وال، به آن وال...

حالا دیگر دوست داشتن مارلون براندو و وودی اَلن و پدر خوانده و کودکان گرسنه‌ی سومالی و برابری زن و مرد شبیه دوست داشتن قرمه سبزی‌ست؛ کسی را نمی‌توانی پیدا کنی که دوستش نداشته باشد.

==========

منبع:

http://zitana.blogfa.com/post-504.aspx

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
گیر در چرخه ی بازیچه های تکراریِ بی ذوق؛ حتی مثلا همین نظردادن های آبکی در جیم./..
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
:/ امروز روز جهانی گیر دادن به نظرهاست ؟ موضوع چیه ؟
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٤
٤
٠
در اینکه ما متخصص به افراط کشیدن خیلی مسائلیم شکی نیس! ولی نویسنده یه خورده هم تند رفته! کمتر تو فضای مجازی بچرخه حل میشه!
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
واقعا !!!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٢٤
٤
٠
نویسندۀ محترم! حالا خود شما یه نشونه ای می دادید ببینیم خودتون در مورد این مسائل چطور فکر می کنید. متنِ تندرویِ شعاری!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٢٤
١
٠
احساس می کنم منم کمی تند رفتم، جملۀ آخر رو ندید بگیرن؛ عنوانش اما درسته.
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
مطلب شما حالت افراط گرایانه دارد.فضای مجازی و شبکه های اجتماعی نکات و جنبه های مثبت دارند در کنار نکات منفی.بنابراین نباید از اساس آنها را رد کرد
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
منم از جوک های تکراری و ستاد برقراری امور و همه اونایی که نویسنده گفت و زن ها فرشته اند و مردها فلانند و هر کوفت دیگه ای همزمان متنفرم :) من که وبلاگ ندارم وگرنه فکر میکردم خودم اینو نوشتم :)))
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/٢٥
١
٠
من هم متنفرم از این ها ولی از افراط گری های نویسنده هم متنفرم
na3er
na3er
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
ایضا همینطور..
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٤/٢٥
١
٠
در حین خوندن متن اون قدر ناراحت شدم که کلی توی مشتم کلمه جمع کردم تا بنویسم توی این کامنت اما وقتی کامنت دوستان رو خوندم دیدم حرف ها زده شده فقط منم ب سهم خودم بگم:این قدر ها هم نباید متنفر باشید چون احساس دنیا هم به شما همین میشه
T_Oldwoman
T_Oldwoman
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
به خاطر ابراز نخیلی یکم تند رفته اید:)))راستش بعضی از این چیزایی که گفتید میتونه رابطه ی بین انسان ها را تقویت کنه و در ضمن با وجود این همه شعار در مورد افغان ها باز هم خیلی تبعیض روا میشه ...ظرتان بسیار سپاسگزاریم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨