برسد به دست فاطیما

برسد به دست فاطیما

نویسنده : kianaz

دوست مجازی من...

چند وقت است برایت می‌نویسم،

و تو می‌خوانی

وگاهی تو می‌نویسی و من می‌خوانم

دوست مجازی من

این روزها درد دل‌هایمان را،

به زبان نمی‌آوریم

تایپ می‌کنیم

مانده‌ایم اگر این دنیای مجازی نبود

روی دیوار احساس چه کسی می‌نوشتیم.

نامت زیباست،

اما افسوس مجازی هستی

پشت هر یک از این نوشته‌ها، یک نفر نشسته است

می‌خواند، فکر می‌کند، گاهی هم گریه می‌کند یا می‌خندد

برای چند دقیقه هم که باشد 

از دنیای واقعی مرخصی می‌گیری

می‌نشینی برای دل خودت

گاهی هم شب و روز می‌چرخی در این دنیای رمز دار

ولی می‌دانم

قدر تمام لبخندهایت تنها هستی

اگر همدمی بود که مجازی نمی‌شدی

 

دوست مجازی من

گاهی آن‌قدر بیخود می‌شویم ،

بین یک دنیا دروغ و اعتقاد

فراموش میکنیم 

خودمان را

دور می‌زنیم 

منطق و باورهای‌مان را

می‌خندیم

گاهی هم دروغ می‌گوییم

نمی‌دانم

شاید این معجزه مجازی بودنت باشد

دوست مجازی من

بودنت را قدر می‌دانم

====================

تقدیم به فاطیما 

تو دوست مجازی من در جیم هستی از نظرت من هم یک دوست مجازی هستم . اما این را بدان تو، رفیعه، پاییز، حلما، فاطمه، انیس بهترین دوست‌های مجازی من هستید و می‌مانید .

خواهش می‌کنم نرو ...

از جیم نرو اگر بروی کیست که من باهاش دعوا کنم ها؟! جواب بده؛  با کی دعواکنم؟ با کی حرف بزنم؟ جواب بده؟

اگر می‌خواهی بروی برو ولی بدان هیچوقت از قلب من بیرون نمی‌روی . دوست مجازی من تو بیش‌تر از دوست مجازی برای من مهمی . 

امیدوارم این پست برسد به دست فاطیما ...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
حالا اگه به دست من برسه چی می شه ؟
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
خخخخخخخخخخخ
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
:(((((
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
:-/
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
عاقا پس من چییییییییییییییییی؟؟؟قهرم با همتون:/
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
ای بابا من گفتم فاطمه منظورم همه ی فاطمه ها بود
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
:*****************
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
آخیییی ........... یعنی منظورت به منم بود ؟! واقعا بود آیا ؟!!!!!!!!!!!!!! :))
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
منظورم با همه ي فاطمه ها بود ^__^
z-taghipour
z-taghipour
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
خیلی خوب بود :)) البته فکر نمی کنم با خوندن این مطلب دیگه بره.
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
نه نمیره اما محو میشه
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
ببخشید اگر اسمت رو نگفتم اخه داشتم تند تند مینوشتم دیگه یدم نبود
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
اين برا كامنت دومي
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
بچه اگر اسم کسی رو نبردم ببخشید یادم نبود
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
یعنی چی؟ خب این چه وضع حافظه س کیاناز؟‎;)‎
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
اوا خو يادم رف ببخشيد اينو داشتم تو خواب و بيداري مي نوشتم مخم جواب نميداد
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
همیشه ماندن دلیل بر بودن نیست،گاهی باید بروی تا اثبات کنی هستی
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
بله ممنون
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
بله درسته !
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
جالب...بود...مخصوصا...که جنس دوست مجازیتون...از جنس خودتون...بود...این یعنی...فرهنگ درست...از شبکه های اجتماعی..،کاش...همه حا همینجوری بود..،دردل هاتان...ولی همه از جنس حقیقت بودند...با آهی...واقعی...نوشته شده ...
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
ممنون براي نظرتون ^__^
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٣
٢
٠
:)))) جالب بود ، چه دوست عمیقی :)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
خخخ ميسي
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٤/٢٣
١
٠
منم که بوقم!! راضی نیستم ازت! :((( / راستی فاطیما همون مهربانو بود دیگه؟؟ حالا چرا میخواد بره؟ چی شده؟؟ فاطیما اگه بری از تو هم راضی نیستم! حلالت نمی کنم!!!
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
گفتم كه ببخشيد تو خواب و بيداري داشتم اينو مينوشتم اصلا يادم نبود ببخشيد
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
گفتم كه ببخشيد تو خواب و بيداري داشتم اينو مينوشتم اصلا يادم نبود ببخشيد
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
آخـــــــــــــــــــــی...یادش بخیر یاد یکی از بچه ها افتادم....دوستی های مجازی همینجوری یواش یواش به واقعیت نزدیک میشه :))
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
^__^
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
امان از این دخترای جیم... باشد که دورِ هم باشید..
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
خخخخ حتما هستيم و ميمانيم
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
یکی بود مثل همه ما

آتنا رفت

٩٦/٠٤/٢٢
نکند اعتماد جامعه را سلب کنید

درد کنکور

٩٦/٠٤/٢٢
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
بیایید از این واژه نترسیم

بگو نمی دانم

٩٦/٠٤/٢٢
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
مراتب سیاه نمایی

من یک سیاه نما هستم

٩٦/٠٤/٢٢
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
شعری سروده خودم

بی تاب ترین پنجره

٩٦/٠٤/٢٢
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
تبلیغات